تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 275

مساهمون:

ص٢٧٥
مردان غيب و جن بوده ، مردانى كه راه خدا را از او آموخته‌اند ، با بصيرت و دقت مطالعه كن و بينديش كه چنين كسى چگونه رفيق خضر بوده . و شگفتا از انسانى كه يك سال غذا نخورد و يكسال نياشامد و سال سوم هر دو را ترك كند . و قواى بدنىاش كاستى نپذيرد ، چندانكه در يك شب زمستانى چهل بار محتلم شود . و شيطان بدين اندازه در او - كه فانى در خداست - تصرف كند . و هرگاه اين تعداد احتلام در آن موقعى حاصل مىشد كه او مرغ بريان را مىخورد و آنگاه استخوانهايش را چنان كه گذشت زنده مىكرد ، با از طبيعت بشرى چندان بعيد نبود . آن شب چقدر بايد طولانى مىشد كه در عرض آن چهل بار اين مرد خوابيده و محتلم شده باشد ، و پس از آن غسلهايى كه او در آن شب به تعداد خوابها انجام داده و در خلال آنها رفتن به شط و بازگشت به خوابگاه چه مايه وقت گرفته است و پس از آن باز مقدارى وقت مانده كه او به بالاى ايوان رفته كه مبادا خوابش بگيرد . و چه بسا كه هرگاه بخواب خود ادامه مىداد ، تعداد احتلامهايش به چهارصد يا بيشتر مىرسيد ! و چگونه شيطان از اين هيكل قدسى جدا نمىشده و در طول شب با او همراه بوده است . اينها جز خوابهايى كه بدست هواداران كه در فضايل او غلو مىكرده‌اند ، ساخته شده باشد ، چيز ديگرى نيست .

71 . پيغمبر ( ص ) بر گردن « عبد القادر » قدم نهاده است

شيخ سيد « عبد القادر گيلانى » مىگويد : « آنگاه كه جدم صلَّى اللَّه عليه و آله در شب مرصاد معراج كرد و به سدرة المنتهى رسيد ، جبرئيل امين عليه عقب ماند و گفت : اى محمّد ، هرگاه به قدر انگشتان نزديك شوم ، آتش مىگيرم خداى تعالى ، روح مرا در آن مقام پيش او فرستاد ، تا مگر از سيد امام عليه و على آله السلام استفاده بكنم من بحضور او مشرف شده و نعمت بزرگ وراثت و خلافت را نيكو داشتم . آنجا كه حضور رساندم ، منزلت براق را ديدم تا اينكه جدم رسول اللَّه صلَّى اللَّه عليه و آله بر من