تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 253

مساهمون:

ص٢٥٣
نورى را مشاهده كردم كه از وسط آسمان به درون مقبره مىتافت . و من بر آن نور خيرم شدم و مىترسيدم كه آن نور را گم كنم . ناگاه متوجه شدم اين نور از آسمان بر قبر ابو بكر عبد العزيز افكنده شده و بسيار در شگفت ماندم . من رفتم و نور همچنان مىتابيد » . « امينى » مىگويد : اين « ابو بكر حنبلى » ، همان دانشمند و پيشواى حنبليان است كه تاليفاتى دارد ، و او از « خلَّال » و او هم از « حمصى » و او هم از « احمد » پيشواى حنبليان نقل كرده كه از او پرسيده كه كدام يك از بزرگان فضيلت بيشتر دارد ؟ گفته است : « هر كس على را بر ابو بكر مقدم دارد ، به رسول اللَّه صلَّى اللَّه عليه و آله توهين كرده و هر كس ابو بكر را بر عمر مقدم بدارد ، به رسول اللَّه و به ابو بكر توهين كرده . و هر كس او را بر عثمان مقدم دارد ، به ابو بكر و عمر و عثمان و به اهل شورى و مهاجران و انصار اهانت روا داشته است » . اى كاش به اندازهء ذرّه اى از آن نور خيالى كه بر قبر آن مرد رسيده است ، بر دل و جايگاه بصيرت اين مرد در دوران زندگىاش تابيده بود ، تا ديگر در برابر سخنان پوچ پيشواى خود ، اينقدر فرمانبرى بخرج نمىداد ، پيشوائى كه با كتاب و سنت مخالفت ورزيد . و اين مرد ، آن مايه و مقدار ندارد ، كه در اين شئون بزرگ دخالت كند و در چيزى دخالت نمايد كه خود شايستگى آن را ندارد . او به گروهى افتخار مىكند كه خودش از آنان نيست ( 1 ) . اين ادعاى او در برابر فضايل « حضرت على » عليه السّلام كه دو آيهء مباهله و تطهير در باره او نازل شده ، چه مقدارى مىتواند داشته باشد ؟ مقتضى اولويت و شايسته فضيلت اينست كه شخصيت مولانا « امير مؤمنان » عليه السّلام با « پيغمبر » صلَّى اللَّه عليه و آله همدوشاند و اين اتحاد در شخصيت مقام نبوّت را كه استثنا كنيم ، جز به واسطهء فضايل و برتريها و مكارم و كردار نيك نيست . پس ديگر چه كسى جز « على » عليه السّلام مىتواند با پيغمبر در اين
هامش
( 1 ) ترجمه مثل معروف : ( حن قدح ليس منها ) .
الغدير ( فارسي ) — صفحة 253 | جمعي از مترجمين / جليل تجليل / الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)