تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 252

مساهمون:

ص٢٥٢
رضى اللَّه عنه تصريح بر حرمت دارد . و اذرعى گفته : صواب اينست كه اجمالا تراشيدن حرام است ، بىآنكه علتى در نظر گرفته شود و نظير اين در حاشيه ابن قاسم عبادى بر كتاب مزبور ذكر شده است . چهارم : مذهب پيشوايان حنبلى به حرمت تراشيدن ريش تصريح دارد . و بعضى از آنها گفته‌اند حرمت تراشيدن مورد اعتماد است و بعضى حرمت را به روشنى ذكر مىكنند ، لكن مخالفت با آن را ذكر نمىكند ، مثل صاحب ( الانصاف ) و همين نظر از شرح المنتهى و شرح منظومه الاداب نيز استفاده مىشود . از آنچه گذشت معلوم مىشود كه حرمت ريش تراشيدن ، جزء دين خدا و شريعت او است كه بجز آن قانونى بر بندگان نفرستاده و عمل بر غير اين دين ، گمراهى و تباهى بار مىآورد و يا به فسق و جهالت و يا به غفلت از هدايت پيشواىمان محمّد صلَّى اللَّه عليه و آله مىانجامد . آرى امثال شبلى و حافظ كه به هواى دوستى خداوند ريش مىتراشيدند و كسانى كه با اطناب تمام احاديثى در باب ريش ابو بكر صديق پرداخته‌اند ، نيازى به ريش نداشتند ، بلكه نيازمند عقل كامل هستند ، همان عقلى كه سمعانى در الانساب ( الرستمى ) از مطين بن احمد نقل كرده كه گفته است : پيغمبر صلَّى اللَّه عليه و آله را در خواب ديدم . عرض كردم اى پيامبر خدا ، مىخواهم ريش بلندى داشته باشم . فرمود : ريش تو خوب است تو به عقل كاملى احتياج دارى » .

57 . ستون نورى كه از آسمان بر گور « حنبلى » كشيده شده است .

« ابن عماد حنبلى » در « شذرات الذهب » 3 : 46 در ترجمهء « ابو بكر عبد العزيز بن جعفر حنبلى » معروف به « غلام خلَّال » متوفّى به سال 363 مىنويسد : « عباس بن ابى عمرو شرابى گفت : يك شب كارى داشتم كه من براى آن اقدام كردم . سپس از كار كه برگشتم و رو به خانه خود در باب ازج مىآمدم ، ستون