تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 223

مساهمون:

ص٢٢٣
امام « احمد بن حنبل » به منظور عيادت وارد شد . چشمش كه به آمنه افتاد ، به بشر گفت : از او بخواه كه براى ما دعا كند . بشر گفت از خدا بر ما دعا كن . او چنين دعا كرد : خدايا بشر بن حارث و احمد بن حنبل از تو ، امان از آتش جهنم مىخواهند . آنها را از عذاب برهان ، اى بخشنده ترين بخشايندگان . امام احمد رضى إله عنه گفت : شب كه فرا رسيد نامه اى از آسمان به من رسيد كه در آن چنين نوشته بود : بسم اللَّه الرحمن الرحيم : ما آن دعا را اجابت كرديم و بيش از آن را آماده كرده‌ايم . اين روايت را « ابن عساكر » در « تاريخ » خود 2 : 48 و « ابن جوزى » در « صفة الصفوة » 4 : 278 آورده‌اند .

38 . فرستادهء « الياس » و فرشته به جانب « احمد حنبل » .

« ابن جوزى » در « مناقب أحمد » ص 143 به اسنادش از « أبى حفص قاضى » نقل مىكند : « مردى از ديار هند نزد أبو عبد اللَّه أحمد بن حنبل آمد و اظهار داشت : من از بحر هند آمده‌ام . مىخواستم به چين بروم ، اما يك كشتى نزد من آمد كه دو نفر سوار بر امواج حاضر شدند . يكى از آنها به من گفت : آيا دوست دارى كه خدا اجازه بدهد تو پيش أحمد به روى و سلام ما را به دو برسانى ؟ پرسيدم أحمد كيست و شما كيستيد ؟ گفت من الياس هستم و اين هم فرشته اى است كه نگهبانى جزاير دريا به عهدهء اوست ، أحمد بن حنبل نيز در عراق است . گفتم بلى . پس دريا مرا به ساحل ابلَّه ( 1 ) رسانيد و من اينك به ديدار تو آمده‌ام و سلام آن دو را بر شما مىرسانم » .
هامش
( 1 ) « ابله » محلى است در « بصره » كه يكى از بهشتهاى دنيا است و « و شيبان ابلى » هم منسوب به آنجا است .