مردمان را بد آنچه كردند بگيرد ، بر پشت آن از هيچ جنبنده اى دست نمىدارد ، لكن آنها را سوى مهلتى معين باز پس مىدارد ( 1 ) پس نگاه مىدارد آن را كه مرگ را بر آن گزارش داد و ديگرى را تا وقتى كه نام برده شد مىفرستد ( 2 ) آن مدتى كه خداوند مقرر داشته چون برسد به تأخير نمىافتد هرگاه بدانيد ( 3 ) پس هرگاه اجلشان فرا رسد ، بدرستى كه خداوند به حال بندگانش بينا است ( 4 ) » .
همانگونه كه من مكان حركت عضوى از اعضاى مرده را پس از رفتن روح از بدن در نمىيابم ، همچنين نمىفهمم كه چگونه ممكن است رگ « ماجشون » سه روز تمام پس از مرگش پيوند خود را با مراكز حساس قطع نكرده و نبض آن بزند .
و نيز معنى اين عبارت را كه « آسمانهاى بلند ، درهاى بسته اى دارد و ملك الموت در كنار آن ايستاده و هر روحى كه به آسمان عروج كند ، از او اجازه مىگيرد و او درها را باز مىكند » درك نمىكنم .
كاش مىدانستم حركت كندى كه سه روز طول مىكشد و ملك الموت سه روز اجازه داده تا روح « ماجشون » در رگهايش بماند ، فقط اختصاص به وى دارد يا اينكه يك قاعدهء عمومى است كه در همه ارواح جريان دارد . آرى ، همهء اين ادعاها ناشى از سلطهء بنى اميه ستمكار بوده كه اينچنين در آن روزگار بر امت اسلامى مسلط بودهاند .
37 . نامه اى از خداوند به « احمد » پيشواى حنبليان
« بشر بن حارث » بيمار شد و « آمنهء رمليه » به عيادتش آمد . در همان حال
هامش
( 1 ) سوره فاطر . 45 .
( 2 ) سوره زمر . 42 .
( 3 ) سوره نوح . 54 .
( 4 ) سوره فاطر . 45 .