خود 2 : 461 ، « يافعى » در « مرآت الجنان » 1 : 351 ، « ابن حجر » در « تهذيب التهذيب » 11 : 389 و « ابو الفلاح حنبلى » در « شذرات الذهب » 1 : 259 نقل كردهاند .
« امينى » مىنويسد : من هرگز فكر نمىكردم كه در ميان امت اسلامى ، كسى فرشتهء مامور قبص ارواح را متهم بكند كه نمىدانسته تاريخ دقيق وفات كى بوده در حالى كه از جانب خداى تواناى دانا مأموريت يافته باشد و خداى سبحان فرموده است : بگو ملك الموت جان شما را مىگيرد ، ملك الموتى كه از جانب خداوند بر شما مأموريت دارد ( 1 ) . آيا مىتوان ملك الموت را به خود رأيى متهم كرد ، كه پيش از اراده خداوند سبحان روح كسى را قبض كند ؟ و حال آنكه در كتاب آسمانى ما قرآن آمده است : « خداوند جانها را بهنگام مرگ مىگيرد ( 2 ) و اوست كه زنده مىكند و مىميراند ( 3 ) و هيچ موجودى نمىتواند جز با اراده و اجازهء پروردگار بميرد ، و اين سرنوشتى است كه هنگام آن كاملا تعيين شده ( 4 ) خدايى جز خداى يگانه نيست ، اوست كه زنده مىكند و مىميراند . او پروردگار شما و پدران پيشين شما است ( 5 ) اوست كه شما را از خاك آفريده ، سپس اجلى معين كرد و اجل از جانب او تعيين شده ( 6 ) و هر امتى را اجلى هست و آنگاه كه اجلشان فرا رسد ، نه ساعتى زودتر مىشود و نه دير مىشود ( 7 ) » خداوند بر روى زمين هيچ جنبنده اى را رها نمىكند و لكن آنها را به سوى وعدهء معينى زمان مىدهد » ( 8 ) خداوند اگر
هامش
( 1 ) سوره سجده : 11 .
( 2 ) سوره زمره 42 .
( 3 ) سورهء مومنون : 80 .
( 4 ) سوره آل عمران 145 .
( 5 ) سوره دخان : 8 .
( 6 ) سوره انعام : 3 .
( 7 ) سوره اعراف : 34 .
( 8 ) سوره نحل : 61 .