تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 201

مساهمون:

ص٢٠١
« امينى » مىگويد : گفتن محال ، محال نيست ، اما تقوى يا حيا انسان را منع مىكند كه چيزى را كه خارج از قلمرو عقل است بر زبان بياورد . آيا هيچ بر راوى اين خبر مسأله اى نيست كه شكم يك زن آنقدر وسعت داشته باشد ، كه يك پسر چهار ساله را جاى دهد و آنگاه دندانهايش در آمده باشد و موى هم در آورده و سوار گردن آن مرد هم بشود ؟ فرض كنيد كه شكم او هم آن كشندگى و گنجايش را داشته باشد ، آيا بنيهء اندام انسان مىتواند آن را تحمل كند ؟ اين مستلزم آن است كه بيش از زنان عادى شكم او برآمده باشد . و آيا مادر غلام ، همين وضع را داشت ، يا اينكه او مثل زنان آبستن عادى بود و اين يك كرامت ديگرى بر او محسوب مىشود ؟ منزه است آن - خدائى كه بر اين زن مسكين آن قدر مهلت داد ، كه استخوانهايش نشكسته و رگهايش قطع و پوست بدنش شكافته نشده است و خداى سبحان در زمان گذشته هر چه خواسته انجام داده است . و خدا بر « مالك بن دينار » رحمت كند ، كه هرگاه بر اين زن بيچاره دعا نمىكرد ، جنين او در شكمش ، چهل سال ، يا تا آن گاه كه خدا خواهد ، مىماند ! اكنون اين سؤال مطرح است كه آيا اين نوزاد ، نخست در بطن مادر دختر بود و سپس با دعاى « ابن دينار » پسر گرديده است ؟ و يا اينكه پسر بوده و اين دعا تأثيرى در آن نداشته است ؟ در حالى كه اين خدا است كه هر كس را بخواهد ، دختر مىدهد و هر كه را خواهد پسر . آيا اين قطعيت دارد كه در همان ساعت خلقت ، مولود تبديل شده يا اينكه ديگر مجالى براى اين كار نبوده و همان دختر يا پسر قبلى بوده است و ديگر دعاى « ابن دينار » ( كه هرگاه دختر است خدايا پسر گردان ) محلى از اعراب نداشت و آيا اين دعاى مستجاب بر طبق گفتهء او « انّك تمحو ما تشاء و تثبت » ( بدرستى كه تو هر چه بخواهى ، محو مىكنى و هر چه را خواهى پديد مىآورى ) بود ؟ اين بر خداوند دشوار نيست . و او از چيزى كه مىكند ، سؤال نمىشود و بر هر چيزى توانا است .