تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 202

مساهمون:

ص٢٠٢

26 يك ناصبى مستجاب الدعوه

« سعيد بن اياس جريرى » متوفى 144 روايت كرده : « عبد اللَّه بن شقيق عقيلى پدر عبد الرحمن بصرى مستجاب الدعوه بود ، چنان كه ابرى كه بالاى سرش مىگذشت ، مىگفت : خدايا اين را از اينجا رد مكن ، مگر آنكه بر ما ببارد و آن نيز شروع به بارش مىكرد » . « ابن أبى خثيمه » اين روايت را در « تاريخ » خود آورده است ( تهذيب التهذيب 5 : 254 ) . « امينى » مىگويد : اين كه دعاى يكى از اولياى الهى بر آورده شود ، استبعادى ندارد و بر مولى سبحانه دشوار نيست كه بر بندگان صالحش كرامت بدهد ، اما نسبت كرامت بر « عقيلى » خيلى استبعاد دارد و به فاصلهء شرق تا غرب ، از او دور است ، چرا كه او از كسانى است كه بر عداوت « سيّد عترت » كمر بسته‌اند ، و بنقل « ابن خراش » : « از طرفداران عثمان و دشمنان على بود » . « احمد بن حنبل » گفته است : « اين مرد به على حمله مىكرد » ( 1 ) پس براى آن « پسر مادر » كه دوستى « سيّد عرب أمير مؤمنان » عليه السّلام را پيشه نكند ، ديگر چه كرامتى مىماند ؟ آن هم عداوتى كه پس از دعاى مستجاب پيغمبر اقدس درباره « على » عليه السّلام انجام گيرد ، دعايى كه مضمون آن اين است : « خدايا هر كه او را دوست بدارد ، او را دوست بدار . و هر كه با او دشمنى ورزد ، او را دشمن بدار » ( 2 ) . و پس از آنكه پيغمبر صلَّى اللَّه عليه و آله فرموده است : « على را جز آدم مؤمن دوست نمىدارد . و غير از منافق او را كسى دشمن نمىدارد » . ( 3 ) و پس از اين سخن پيغمبر صلَّى اللَّه عليه و آله كه فرمود : « اى على ! انسان مؤمن ترا
هامش
( 1 ) تهذيب التهذيب 5 : 254 . ( 2 ) حديث غدير رك : جزء اول اين كتاب . ( 3 ) به جزء سوم ص 161 رجوع كنيد .
الغدير ( فارسي ) — صفحة 202 | جمعي از مترجمين / جليل تجليل / الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)