او را بميران . آنگاه او افتاد و مرد » ( 1 ) .
« امينى » مىگويد : دعاى اين مستجاب الدعوه ، از قساوتى كه در روايت « ابو مسلم خولانى » ياد شد ، بيشتر نيست ، چرا كه او در باب يك زن نابيناى بىگناه اين دعا را كرده بود . دروغ ، گرچه حرام است ، لكن جزايش اعدام دروغگو نيست و اين مشكل و ناروا است كه دعاى هر فرد غير معصومى در خصوص دشمن مستجاب شود ، چرا كه در ميان آنها افراد تندى مثل « ابو مسلم خولانى » و « مطرف بصرى » كم نيستند . و گرنه بر افراد امت كه اين چنين مستجاب الدعوه باشند ، لازم مىآمد كه دعايى هم بر عليه اين دروغزنان بكنند ، و واجب مىآمد كه خداوند اجابت كرده و اين راويان اين قصهها را مىميراند . و بر مزار بسيارى از حافظان و راويان و بزرگان حديث و كسانى كه از صواب و خطاى سخن - پروايى ندارند ، بقعه و بارگاه ساخته مىشد ، تا امت « محمّد » صلَّى اللَّه عليه و آله از اين پريشان گوئيها ، كه خالى از هرگونه اعتبار و سرانجامى است ، نجات مىيافتند .
19 . ابرى بر سر « كرزبن وبرة » ، سايه مىافكند
از « ابو سليمان مكتب » نقل شده كه گفته است : با « كرزبن وبره » در سفر مكه همراه بودم . وقتى كه جايى پياده مىشد ، لباسش را در مىآورد و در پالان مىگذاشت و آنگاه از ما دور مىشد و نماز مىخواند . و هرگاه بانگ شتر بر مىخاست ، بلند مىشد و مىآمد . يك روز بهنگام حركت تاخير كرد و نيامد ، اصحاب در جستجوى او شدند و من نيز با آنها بودم . آنگاه او را ديدم كه در ساعت حرارت آفتاب ، در زمين پستى نماز مىخواند و ناگاه ديدم كه ابرى بالاى سر او سايه افكنده است . مرا كه ديد ، پيش من آمد و گفت : اى ابو سليمان ، من حاجتى
هامش
( 1 ) طبقات الحفاظ الذهبى 1 : 6 ، دول الاسلام 1 : 47 ، الاصابه 3 : 479 ، تهذيب التهذيب 1 : 173 .