تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 194

مساهمون:

ص١٩٤
و اجلش را تمديد نمايد تا كسى را تربيت كند كه در كشتن « ريحانهء رسول اللَّه صلَّى اللَّه عليه و آله » و هلاكت خاندانش اقدام كند . كاش مىدانستم اين چه كسى است كه « سعد » يا « لبيبه » يا نقل كنندهء اين قصه را خبر كرده است ؟ و از كجا تاريخ اجل خود را مىدانست ؟ اجلى كه « چون فرا رسد ، نه ساعتى پيش مىافتد و نه تاخير مىكند » ( 1 ) و همچنين « هيچ نفسى جز به اذن خداوند نمىميرد و هنگام آن نوشته شده است » ( 2 ) پس چگونه خدا بيست سال اجل او را به بركت آن دعا به تأخير مىاندازد ؟ آيا خنين علمى در بشر عادى مثل « سعد » و « لبيبه » پيدا مىشود ؟ و آيا كسى از آدميزادگان راهى بر كشف اين امور غيبى دارد ؟ آرى يك انسان جهول ، خواه سعيد و خواه شقى ، هرگاه بر غيب آگاهى داشته باشد ، حتما خداوند از اين موضوع اطلاع دارد ، و ما در قرآن مىخوانيم كه « خداوند ، غيب خودش را آشكار نمىسازد مگر بر كسى كه برگزيده باشد از پيغمبر كه بر بعضى از آن اطلاع دهد ، پس خداى از پيش روى آن رسول و از پس او نگهبانانى در مىآورد كه او را حراست كنند . » ( 3 ) .

16 . ابرى آبيارى مىكند و مىروياند

از « حسن بصرى » روايت شده كه گفت : « در روزگار خلافت عثمان ، هرم بن حيان در يك روز سخت گرم وفات يافت . از قبر او كه بلند شدند ابرى بالاى قبر رسيد ، كه نه كوتاهتر از قبر بود و نه بلندتر و آبيارى كرد . آنگاه بازگشت » . و در عبادت « قتاده » آمده : « همان روز وفات ، باران بر قبر او باريد و همان روز بر خاك او علف روييد » . نويسنده گويد : ما اين كه كرامت را بر قبر « هرم بن حيان » بزرگ
هامش
( 1 ) يونس : 49 . ( 2 ) آل عمران : 145 . ( 3 ) جن : 26 ، 27 .