نمىدانيم ، چرا كه در شكم مادر خود چهار سال مانده بود ( 1 ) و اين از آن بزرگتر و شگفتتر است ، سبحان الخالق القادر .
17 . « ابراهيم تيمى » چهل روز را به هم مىپيوندد
از « اعمش » نقل شده كه گفته است : « به ابراهيم تيمى متوفى 92 گفتم :
به من گفتهاند كه يك ماه تمام هيچ نمىخورى . گفت آرى ، دو ماه من چهل شب است كه هيچ نخوردهام . فقط دانهء انگورى اهلبيت من به من خوراندهاند . آن را هم فورا از دهانم بيرون انداختهام » .
در « طبقات » شعرانى 1 : 36 و در « احياء العلوم » غزالى 1 : 309 آمده است : « او چهار ماه تمام نه مىخورد و نه مىآشاميد » .
( نويسنده گويد : ) دانشمندان طب و پزشكان ، بردارندهء چنين عقل سخيف مىخندند . لكن اين داستان كه اينان پرداختهاند ، مشكلى ناگشودنى در بردارد كه عقل به حيرت مىافتد و در طبيعت افراد چنين چيزى شنيده نشده و ناموس جارى خداوند كه بشر را آفريده بر چنين چيزى تعلق نمىگيرد . و جز غلو در فضايل ، چيزى نمىتواند اين گونه ادعاها را بپذيرد ، و در اين دعوى ، گروهى ديگر هم با « ابراهيم تيمى » برابرى مىكنند و حتى بر او مىچربند كه از برخى از آنها ياد خواهيم كرد .
18 . « حافظ » بر عليه كسى دعا كرد و او مرد
« غيلان بن جرير بصرى » روايت كرده است : « مردى به مطرف بن عبد اللَّه حافظ بصرى متوفى 95 دروغ بست . مطرف گفت : خدايا چنانچه دروغ مىگويد ،
هامش
( 1 ) رك تفسير روح البيان 4 : 347 .