مىبينيد . پس كار نيك كنيد و به خدا نزديك شويد و شما را مژده باد و نترسيد » ( 1 ) .
و در روايت « ابى نعيم » آمده : « برادرم ربيع به خراش وفات يافت و ما دور او حلقه زده بوديم . كسى فرستاديم كه جهت او كفن بخرد . ناگاه روى خود را باز كرد ، و گفت : سلام بر شما . مردم گفتند : و سلام بر شما اى برادر ، آيا پس از مرگ زنده شدى ؟ گفت : آرى ، من پس از جدائى از شما پروردگارم را ملاقات كردم ، پروردگارى كه خشمگين نبود . او مرا با روح و ريحان و استبرق استقبال كرد ، و اينك ابو القاسم صلَّى اللَّه عليه و آله در انتظار است كه بر من نماز بخواند . شتاب كنيد و تأخير نكنيد . سپس او همانند دانهء شنى گرديد كه بر تشت بيندازند » ( 2 ) .
و در عبارت ديگر چنين آمده : « برادرم ربيع در گذشت و من او را پوشانيدم .
او خنديد . پرسيدم : اى برادر ! ايا پس از مرگ زنده شده اى ؟ گفت : نه ، لكن پروردگارم را ملاقات كردم و با من با روح و ريحان و چهرهء ناغضبناك ديدار كرد .
گفتم : كارها از چه قرار است ؟ گفت : راحتتر از آنچه مىپنداريد . اين واقعه را به عايشه گفتند - او اظهار داشت : ربعى راست گفته است . چرا كه من از رسول اللَّه صلَّى اللَّه عليه و آله شنيدم كه فرمود : از امت من كسانى پس از مرگ سخن مىگويند » ( 3 ) .
« امينى » مىنويسد : من نمىفهمم اينان چرا ديگر اعتقاد به رجعت را محال مىدانند ، در حالى كه رجعت جز بازگشت حيات مرده پس از رفتن جان از بدن چيز ديگرى نيست . و اينان نظاير داستان « زيد بن خارجه » را مىبينند و با وجود آن ، باز رجعت را تحقير مىكنند ، در حالى كه نتيجهء اين روايت از مصاديق همان رجت است . اينان با ما در مسأله رجعت و در اينكه با مرگ فاصله نزديك يا دور خواهد داشت و در طول مدت كوتاهى آن مناقشه دارند ، كه بر اساس تأييد مذهب صورت
هامش
( 1 ) تاريخ ابن كثير 6 : 158 ، الروض الانف 2 : 370 ، صفة الصفوة 3 : 19 .
( 2 ) حلية الاوليا 3 : 212 .
( 3 ) الخصايص الكبرى 2 : 149 .