تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 186

مساهمون:

ص١٨٦
شكوه او را اينچنين گسترده بكنند اين را نقل كرده‌اند ، اين زن بيچاره بى آنكه گناهى مرتكب شود ، چگونه شايسته اين كيفر ميتوانست باشد ؟ چرا « ابو مسلم » از خدا نخواست كه زن خود و آن زن - هر دو - را صبر و شكيب و تقوى عطا فرمايد ؟ اگر او چنين مستجاب الدعوه بود ، چرا اين كار را كرد و جز قساوت چيزى دعا نكرد ؟ اين توهم ، درست بر عكس آنكه كرامت اين مرد را برساند ، قساوت او را مىنماياند . ما خدا را برتر و منزه تر از آن مىدانيم كه به امثال چنين كسانى چنان كرامتى دهد و دعاى ناشى از جهل او را مستجاب كند .

11 . آهو به دعاى « ابو مسلم » به دام مىافتد

« ابن عساكر » در « تاريخ » خود 7 : 317 از « بلال بن كعب » روايت مىكند : « بسا اوقات اتفاق مىافتاد كه بچه‌ها از ابو مسلم خولانى مىخواستند كه دعا كند خداوند آهو را به دام ما بيندازد ، و او دعا مىكرد . آهو به دام مىافتاد و بچه‌ها مىرفتند و او را مىگرفتند » . « امينى » مىگويد : اين گروه راويان ، هر معجزه يا آيتى را كه به انبياء اختصاص داشته ، كوشيده‌اند دربارهء كسانى نقل كنند كه آنان را دوست داشتند ، بلكه اينان مىكوشند هر آن چيزى را كه عقل آن را مباح يا محال مىداند ، بر اولياى خود ببندند . من نمىدانم كه آيا اينان با اين عملشان خواسته‌اند از مقام پيغمبران بكاهند ، يا پايگاه اين اشخاص را بالا ببرند ؟ انگيزهء اينها هر چه باشد راويان بدى بوده‌اند كه روايات نامعقول آورده‌اند و بالا را پست گرفته‌اند . آيا « ابو مسلم خولانى » دارندهء اين خز عبلات را مىشناسيد ؟ آيا مىدانيد كه اين شخص ، اين همه كرامات را در بافندگى خود رشته و بافته است ؟ آيا مىتوان قبول كرد كه يك مرد الهى زير پرچم « پسر هند » در آيد و به او و به ايمان او ايمان
الغدير ( فارسي ) — صفحة 186 | جمعي از مترجمين / جليل تجليل / الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)