را « ابو العباس محمّد بن يعقوب » و « يحيى بن ابيطالب » روايت كردهاند : من « على بن عاصم » هستم : من « حصين بن عبد الرحمن » هستم ، از « عبد اللَّه بن عبيد انصارى » نقل است كه گفته :
« هنگامى كه كشتگان روز صفين يا روز جمل را به خاك مىسپردند ، بناگاه مردى از انصار از ميان كشتگان به سخن آمد و تكلم كرد و گفت : محمّد رسول خدا است ، ابو بكر صديق ، عمر شهيد ، عثمان رحيم . سپس خاموش شد » ( 1 ) .
« امينى » مىنويسد : در مورد اسناد « يحيى بن ابى طالب » ، « موسى بن هارون » گفته است : « گواهى مىدهم كه او در سخن خود از طرف من دروغ مىگفته » ( 2 ) و « على بن عاصم » اظهار داشته است : « اين خالد حذّاء آدم دروغگويى بوده از او دورى كنيد » . از « شعبه » روايت شده كه گفته است : « از او چيزى نقل نكنيد » . و از « يحيى بن معين » نقل شده : « او آدم دروغگويى است و قابل اعتبار نيست » و باز از او نقل شده : « سخنش قابل اعتنا نيست و نمىتوان استناد كرد و از كسانى نيست كه بتوان حديثش را نوشت » و « يزيد بن هارون » گفته است : « ما او را پيوسته به دروغگويى مىشناسيم » . و « بخارى » گفته است :
« در نزد من آدم قويى نيست » ( 3 ) .
و دقت در متن همان روايت ، همان سابقه اين روايتها را هم روشن مىكند .
و ما در اينجا همه آنچه را كه آوردهاند ، ذكر كرديم و نتيجه آنكه اين روايت « قتيل انصارى » از « ابن خارجه » بعيدتر نيست .
هامش
( 1 ) تاريخ ابن كثير 6 : 158 .
( 2 ) تهذيب التهذيب 7 : 345 - 348 .
( 3 ) لسان الميزان 6 : 262 .