تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 180

مساهمون:

ص١٨٠
« امينى » مىنويسد : آيا باور مىكنى اين كرامت بزرگ از يكى از بزرگان صحابه ، آن هم در آغاز اسلام در عهد پيغمبر اكرم صادر شود ، لكن بر همهء مردم مجهول و ناشناخته بماند و فقط انحصارا « انس » از آن آگاهى پيدا كند و ديگران هرگز آن را نقل نكنند و در جامعهء دينى شهرت پيدا نكند ؟ ! آيا باور دارى كه اين دو مرد كه از مسلمانان متأخّرى بودند كه در مدينه اسلام آوردند ، از يك چنين پايگاه فضيلت برخوردار باشند ، اما پيغمبر صلَّى اللَّه عليه و آله كرامت اينان را ولو بطور خصوصى بر زبان نياورد ، و از آن پس امّت پيغمبر هم از آن ولو به مقياس اندك ياد نكنند ، و بزرگان دين اين كرامت را در طول حيات رسول اللَّه صلَّى اللَّه عليه و آله نديده و نشناخته باشند ؟ ! شايد جهت اينكه چرا « اسيد » سزاوار چنين منقبتى شده ، براى تو مجهول نباشد ، چرا كه اين منقبت درباره كسى ساخته شده كه در روز سقيفه پيش از همه با « ابو بكر » دست بيعت داد ، و او اول كسى از انصار بود كه در آن روز بيعت كرد و اتحاد مسلمين را نابود كرد و بنا بگفتهء « ابن اثير » : « اين بيعت او بر ابو بكر اثر عظيم داشت » ( 1 ) . و گفته است : « ابو بكر صديق نسبت به او احترام خاصى قائل بود و كسى را بر او مقدم نمىداشت » و البته كه اين شخص با اين بيعتى كه كرده بود ، سزاوارترين فرد است كه از طرف هواداران ابو بكر به چنين مدال افتخارى نائل گردد . مدالى كه سزاوار آن نيست . و نيز چنين منقبت و افتخارى را كسانى مثل ابو عبيده جراح - كه حفر كنندهء قبور بود - پيدا مىكنند كه عمر بن خطاب پاى او را مىبوسيد ( 2 ) و باز بيهوده نيست كه « عايشه » ، اين « اسيد » را مىستايد و چنين مىگويد : « او از افاضل مردم بود » و نيز گفته است : « سه نفر از انصار هستند
هامش
( 1 ) اسد الغابه 1 : 92 . ( 2 ) تاريخ ابن كثير 7 : 55 .