تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 174

مساهمون:

ص١٧٤
ملامتگران نترسيد و مردم را سفارش مىكرد كه نيرومندان ناتوانان را بكشند . بندهء خدا امير مؤمنان راست گفته است ، راست گفته است و اين در كتاب اول ضبط شده . سپس گفته است كه عثمان امير مؤمنان ، كسى است كه از خطاى مردم در مىگذشت و در روزگار او دو خليفه رفته بودند و چهار تا باقى بودند . سپس مردم اختلاف كردند و يكى ديگرى را خورد و نظامى بر قرار نشد . دلاوران رفتند و مؤمنان بازداشت شدند ، و گفت كتاب و تقدير خدا را در نظر بگيريد ، اى مردم بر اميرتان روى آوريد و از او سخن بشنويد و او را اطاعت كنيد . هر كس روى برتابد ، خونش تضمين نمىشود ، و امر خداوندى مقدر است ، اللَّه اكبر اين بهشت و اين جهنم است ، پيامبران و صديقان مىگويند : درود بر شما اى عبد اللَّه بن رواحه ، آيا احساس كرده اى كه خارجه و سعد در روز احد كشته شده‌اند ؟ نه چنين نيست ، اين آتش بريان كننده و سركش است كه هر آنكسى را كه روى برگرداند و پشت كند و جمع كند ، فرا خواهد گرفت . سرانجام صدايش خاموش شد . از آن جمعى كه آنجا بودند ، درباره اين سخنان كه از او شنيدم تحقيق كردم . گفتند كه شنيديم كه او مىگفت : خاموش باشيد . ساكت باشيد . اين احمد رسول خدا است . درود بر تو اى رسول خدا و رحمت و بركات خدا بر تو باد ، ابو بكر صديق امين جانشين رسول خدا ، تنش ضعيف ، اما در راه امر خدا قوى بود . درست است درست است و در كتاب اول همچنين است . . . « الخ . و تعبير « قاضى » در « شفا » چنين است : « گفت ساكت شويد ساكت شويد . محمّد رسول خدا پيامبر امى و خاتم انبيا است و اين در كتاب اول ضبط شده است . . . « الخ . رك : « الاستيعاب » 1 : 192 ، « تاريخ » ابن كثير 6 : 156 ، « الشفا » قاضى عياض ، « الروض الانف » 2 : 370 ، « الاصابه » ج 1 : 565 ، ج 2 : 24 ، « تهذيب التهذيب » 3 : 410 ، « الخصائص الكبرى » 2 : 85 ، « شرح الشفا » خفاجى 3 : 108
الغدير ( فارسي ) — صفحة 174 | جمعي از مترجمين / جليل تجليل / الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)