به نام رسول خدا چنين حديث مىسازد : « به زودى در امتم مردى پيدا مىشود كه نامش ابو حنيفه است و او چراغ امتم هست . و به زودى در امتم مردى پيدا مىشود كه نامش محمد بن ادريس است ، فتنهء او بر امتم بيش از فتنهء ابليس است . و در تعبير ديگر : « فتنه اش زيانبارتر است بر امتم از ابليس ( 1 ) . »
و محمد بن موسى حنفى قاضى دمشق ، متوفى در سال 506 ه مىگفت : اگر قدرت مىداشتم از شافعىها جزيه مىگرفتم ( 2 ) .
و محب الدين محمد بن محمد دمراقى حنفى ، متوفى در سال 789 ه ( اين همان عالم پرهيزكارى است كه در هر روز يك ختم قرآن مىكرده ) داراى تعصب شديدى عليه شافعىها بوده تا جائى كه دروغ مىساخته و آن را عبادت مىدانسته است ( 3 ) .
و مالكىها ، پندارهاى ديگرى را مىآورند و روايتى را كه بعضى ، به نام رسول خدا ساختهاند ، روايت مىكنند : « اگر مردم ، تمام كرهء زمين را بگردند اعلم از عالم مدينه نمىيابند » ( 4 ) و آن را تطبيق بر مالك بن انس مىنمايند .
و گويا كه مدينة ، پايتخت اسلام نبوده و در آن جا پيش از مالك و بعد از او ، عالمى مورد توجه وجود نداشته است . و گويا كه خانوادهء پيامبر بزرگوار اسلام كه رسول خدا آنان را قرين قرآن در جانشينى قرار داده و فرموده است :
انى مخلف فيكم الثقلين ، كتاب اللَّه و عترتى اهل بيتى وارث علم پيامبر عظيم الشأن اسلام نبودند و گويا كه صادق آل محمد ( البته همه شان راستگو بودهاند ) تنها وسيلهء نشر علم براى ائمهء دنيا در آن روز نبوده و مالك نيز از شاگردانش نبوده است .
هامش
( 1 ) خطيب در تاريخش جلد 5 صفحهء 309 اين حديث را آورده و آن را از بدترين چيزهائى كه بورقى محمد بن سعيد كذاب ، متوفى در سال 318 ه بر ثقات وضع كرده شمرده است و عجلونى در كشف الخفاء جلد 1 صفحهء 33 و سيوطى در لئالى جلد 1 صفحهء 237 نيز ، آن را از موضوعات دانسته است .
( 2 ) البداية جلد 12 صفحهء 175 - لسان الميزان جلد 5 صفحهء 402 .
( 3 ) شذرات الذهب جلد 6 صفحهء 310 .
( 4 ) ابن الحوت ، در اسنى المطالب صفحهء 14 آن را از موضوعات شمرده و گفته است : تنها از مالكىها ، آن را شنيدهام و در جائى نديدهام .