تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 358

مساهمون:

ص٣٥٨
تو در غديرت درهائى را به وديعت نهاده اى كه درخشندگى آنها از مرواريد دريا بيشتر است . تو شايسته اى كه با صداى بلند طورى اعلام كنى كه مردم همهء شهرها بشنوند كه : « اين آثار ما دلالت بر ما مىكند و بعد : از ما به آثارمان بنگريد » . نيكى براى شما جاودانه گوارا باد و به زودى حيدر كرار به تو پاداش نيك بدهد » . او نامه اى به ما نوشته و در ضمن آن دربارهء غدير چنين گفته است : « روز غدير تا قيامت عيد است و در هر سالى بر مردم لازم است آن را تجديد كنند . به كسى كه منكر آنست بگو : شهود آن آشكار شده است ، و آن كسى است كه همواره وجودش مايهء هدايت مردم است ، و او امينى است كه همانند ندارد ، عبد الحسين صاحب تقوى كسى كه سعادتش درخشيد . بگو به امينى كه هم سوگند با پرهيزگارى است ، خداوند ترا به آرزوهايت برساند . غدير مملو از آب گوارايت ، جگرهاى دوستانت را خنك كرده است . چشمم نگاه به محتواى آن نكرد مگر آنكه با نظر اعجاب به آن نگريست و دستهايت را بزرگ شمرد كسى كه به عمق آن فرو رود و انصاف داشته باشد دربارهء بزرگى و عظمت حيران خواهد ماند . براى مردم راه هدايت را آشكار كردى آنگاه كه حكمت از دهانت باريد . همواره كامياب و پيروز باشى و خدا دشمنانت را ذليل و خوار نمايد » . و بعد از ده بيت آن چنين ادامه مىدهد : « اى غديرى كه آب گوارايت جارى است گوهرهايت دريا را شرمنده كرده است ، همواره براى ما جوشان و پاينده بمانى كه خداى جهان آفرين ترا پديد آورده است » . از او رحمة اللَّه عليه قصائد چندى دربارهء اين كتاب « الغدير » دريافت كردم كه نشان دهندهء علاقهء خاصش نسبت به عترت پاك پيامبر اكرم است ، خداوند در برابر اين علاقه و اخلاصش او را جزاى خير عنايت فرمايد