مصادر كتاب ايشان موجود است و در حالى كه ايشان نامههاى مختصر ترى را كه از حيث سند و مدرك ضعيف است و فايدهء ادبى و تاريخى كمى دارد ، در كتاب خود نقل نموده و حتى بعضى آثار بىارزش را كه از حقيقت دور و سراسر جنايت و دروغ است در كتاب خود آورده : چون بعضى از نامههاى ساختگى منسوب به ابن عباس به امير مؤمنان كه قلمهاى مزدور عمّال خيانت پيشه بنى اميّه ، آنها را بر چهرهء تاريخ اسلام نقش نموده است ، و همين است جاى اعتراض بر استاد بزرگ كه فعلا از بيان علتش خوددارى ميكنيم .
و از همه دردناكتر اينكه خطبهء حضرت رسول اكرم ( ص ) را در روز غدير خم ذكر نكرده با اينكه اهميت خطبه حضرت و روز ( غدير خم ) در تاريخ اسلام ، و در نزد مسلمين مشهور و معلوم است به نحوى كه روايات اين دو واقعه در كتب حديث به حدّ تواتر رسيده است كه در جلد اول الغدير شرحش گذشت .
حالا فرض ميكنيم كه همهء خطبهء حضرت و شرح آن روز ، در مصادر مورد اعتماد حضرت استاد نبود ولى مقدارى از خطبه را كه مورد قبول شيعه و سنّى است چرا نام نبرده و نقل نكرده است و نويسنده خود ميداند كه چرا نامى نبرده چنان كه بر ما هم اين امر مخفى نيست كه از تصريح به آن خوددارى مىشود .
اشعار امير مؤمنان به سند ديگر
على بن احمد واحدى پيشواى اهل سنت ، از ابى هريره نقل كند كه مىگفت :
عده اى از اصحاب رسول خدا دور هم جمع ، و مناقب خود را بازگو ميكردند از جمله :
ابو بكر ، عمر ، عثمان ، طلحه ، زبير ، فضل بن عباس ، عمار ، عبد الرحمن بن عوف ، ابوذر ، مقداد ، سلمان و عبد اللَّه بن مسعود ( رضى اللَّه عنهم ) بودند ، سپس حضرت على ( ع ) بر آنها وارد شد و پرسيد : در چه موضوعى سخن ميگوئيد ؟
گفتند فضائل و مناقب خود را كه از رسول خدا ( ص ) شنيدهايم ذكر ميكنيم .
حضرت فرمود : پس حالا به سخنان من گوش دهيد و اين اشعار را سرود :