عبد اللَّه داراى مقام قضاوت بوده : گويد :
معاويه اوّل كسى است كه ديوان خاتم را تأسيس كرد و علت اين كار اين بود كه معاويه ضمن فرمانى كه به زياد بن ابيه ، عامل خود در عراق صادر نمود ، دستور داد كه يكصد هزار درهم به عمرو بن زبير كار سازى دارد .
عمرو بن زبير ، پس از دريافت اين فرمان سر آن را گشود و يكصد هزار را به دويست هزار افزايش داد و هنگامى كه زياد صورت حساب خود را براى معاويه فرستاد و اين رقم را ديد گفت : من فقط يكصد هزار درهم حواله نمودم و مراتب امر را به زياد نوشت و امر نمود كه يكصد هزار درهم اضافى را بگيرد و او را هم زندانى كند ؛ در نتيجه اين جريان ، معاويه ديوان خاتم تأسيس كرد و سرپرستى آن را همانطور كه گذشت به عبد اللَّه بن محمّد حميرى واگذار نمود كه علاوه بر منصب قضاوت اين سرپرستى را هم قبول نمود و به احتمال قوى صاحب اشعار فوق الذكر ، خود قاضى عبد اللَّه بن محمّد حميرى باشد و در تاريخ نام پدر را به جاى پسر گذاردهاند .
و اما ديوان خاتم كه معاويه بناى آن را نهاده :
ابن طقطقى در « الآداب السلطانية » ص 72 گويد كه :
از جملهء امورى كه معاويه تأسيس كرد ، ديوان خاتم است ؛ اين ديوان از بزرگترين ديوانها بود و داراى اعتبار و رسميت شد و پيوسته تا اواسط دولت بنى عباس بر قرار بود و كار اين ديوان اين بود كه دفاترى تشكيل ميداد كه به مسئوليت نواب خاص سلطان اداره ميشد و اگر امرى از طرف خليفه راجع به موضوعى صادر مىشد ابتداء آن امريه را به ديوان مىبردند و نسخه اى از آن را مهر و موم كرده و با نخ مىبستند و در ديوان نگه مىداشتند چنان كه همين رويّه در بين قضاة اين زمان معمول است .
پايان جلد سوم ترجمهء الغدير .
الغدير ( فارسي ) — صفحة 324
مساهمون: محمد تقي واحدي
ص٣٢٤