ص 36 ( كفاية الطالب ) نقل نموده و آن را از جمله رواياتى ميشمرد كه مورد اطمينان است ، و استنادش را به على ( ع ) صحيح ميداند .
توجه : ابن عساكر ، در ص 315 تاريخ خود ، يك بيت از قصيده را براى بيان فرق بين صهر ( - پدر زن ) و ختن ( - منسوبين زن يا شوهر دختر ) ، آورده و منسوب به حضرت ميداند و آن بيت عبارتست :
محمد النبى اخى و صهرى
احب الناس كلهم اليا
و اشتباهى كه كرده اينستكه ، مصرع دوم منسوب به ابى الاسود دوئلى است زيرا وى در شعر خود ميگويد :
بنوعم النبى و اقربوه
احب الناس كلهم اليا
غلطى كه بايد تصحيح شود
گمان نميكنم كه بر استادان علم و لغت مصر صحيح لفظ ( غدير خم ) پوشيده - باشد و يا در كاوشهاى علمى خود در ( كتب سير ( 1 ) ) به حقيقت واقعهء غدير برنخورده باشند ، گرچه بعضى از ايشان گفته : غدير خم اسم جنگ معروفى بوده ولى ما از اين تجاهل مىفهميم كه ايشان را با اين لفظ حساب دگرى است ، يا اينكه مىخواهند امت اسلامى را در جهل و نادانى نگه دارند و بيشتر تأسفم بر اينستكه آقايان حتى از تصحيح اين لفظ در مؤلفات خود ، خوددارى نموده و خواننده را در سرگردانى و حيرت قرار دادهاند .
مثلا استاد بزرگ ، دكتر احمد رفاعى در تعليقه ايكه بر ( معجم الادباء ط . مصر 1357 ه . ق ) نوشته در ج 14 ص 48 شعر حضرت على ( ع ) را نقل مىكند و بيت ولايت را چنين ضبط مىكند :
و اوصاني النبىّ على اختيار
ببيعته غداة غدير خم
هامش
( 1 ) سير جمع سيرة است و به معناى روش و رفتار آيد و در اصطلاح به كتبى گفته مىشود كه احوالات پيامبر و حوادث آن زمان را نوشته باشند ، مانند ( سيرهء حلبى ) و ( سيرهء - ابن هشام ) .