براى او هست .
سپس به حكومت رسيدم و مبتلا به قضايائى شدم نمىدانم كه به نفع من بود يا بر ضررم ، هنگام مرگ كه كسى بر من نگريد و جنازهام را مشايعت نكنند ، بند كفنم را محكم ببنديد من مورد خصومت خواهم بود ، خاك را بر من بريزيد به هر طرف كه قرار بگيرم ، جانب راست من سزاوارتر از طرف چپ من نخواهد بود كه بر خاك قرار گيرد .
نكته اى سودمند
:
نام پدر عمرو ، در بسيارى از كلمات اصحاب ( عاصى ) آمده و در شعر امير المؤمنين هم به همين كيفيت آمده است .
لا وردنّ العاصى بن العاصى
سبعين الفا عاقدى النّواصى
و در رجزى كه مالك اشتر خوانده چنين آمده است :
ويحك يابن العاصى
تنحّ فى القواصى
وعدّه اى از حفاظ در كتب خود ( عاصى ) ذكر كردهاند .
و حافظ نووى در ج 2 ص 30 تهذيب الاسماء و اللَّغات گويد : كه بر اين قرائت ( عاصى ) جمهور اتفاق دارند و در نزد اهل عربيت فصيح همين است سپس گويد :
و در بيشتر كتب حديث وفقه بلكه اغلب آنها بدون ياء ( عاص ) آمده و اينهم لغتى است و در اصطلاح قراء سبعه نيز نظير آن در قرآن چنين خوانده شده مثل :
الكبير المتعال و الداع ، كه آخرش بدون ياء است .