تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 318

مساهمون:

ص٣١٨

درگذشت عمرو بن عاص

به سال چهل و سه هجرى در شب عيد فطر بنابه نقل صحيحترين تاريخ ، عمرو بدرود زندگى گفت و روايت ديگرى هم در تاريخ وفات او هست ؛ نزديك نود سال زندگى كرد و به قول عجلى نود و نه سال زندگى نمود . يعقوبى در ج 2 ص 198 تاريخش گويد : همين كه مرگ عمرو بن عاص فرا رسيد ، به پسرش گفت : پدر تو دوست داشت كه در جنگ « ذات السلاسل » مرده باشد ، من در امورى دخالت نمودم و نمىدانم آيا چه حجّت و دليلى در محاكمه خدا خواهم داشت ، سپس نظر به اموال و ثروت خود كرد و ديد كه چقدر فراوان است ، گفت : كاش ثروت من ، پشكل شتر بود ، و اى كاش سى سال قبل از اين مرده بودم . من دنياى معاويه را آباد و مهيا كردم در حالى كه دين خود را باختم ؛ دنيا را مقدم داشتم و آخرتم را رها نمودم ، در طريق رشد و صلاح بودم و نابينا شدم تا اجلم فرا رسيد گوئى مىبينم معاويه مال و ثروت مرا در اختيار خود خواهد گرفت و بعد از مردنم ، نسبت به شما بدرفتارى خواهد نمود ! ! ابن عبد البرّ در ج 2 ص 436 « الاستيعاب » نگاشته : هنگامى كه عمرو بن عاص در بستر مرض بود ، ابن عباس به ديدن او آمد و پس از سلام جوياى حالش شد ، در جواب گفت : در مرحله اى قرار گرفتم كه احساس مىكنم ، كمى از امر دنيايم را آباد ساختم و بسيارى از دين خود را تباه ساختم و اگر آنچه را كه تباهش نموده‌ام اصلاح كرده و آنچه را كه اصلاح كرده‌ام تباه ساخته بودم ، هر آينه قرين رستگارى مىشدم ؛ اكنون اگر مىتوانستم جبران گذشته را بكنم و بحالم سودى داشت ، اين كار را مىكردم و اگر مىتوانستم از اين مهالك فرار كنم ، فرار مىكردم اكنون خود را بين زمين و آسمان معلق مىبينم ، نه با نيروى دستانم مىتوانم بالا روم و نه قدرت آن را دارم كه به زمين فرود آيم و روى پاى خود قرار گيرم ! ! اكنون اى برادر زاده ! مرا پندى ده تا از آن بهره گيرم .