و باز چنين مىپندارى كه اگر هم مصر تحت تسلط معاويه قرار گرفت ، همانطور كه با سخن ، آن را طعمهء تو قرار داد با سخن هم از تو باز نمىستاند ؟ !
عمرو گفت : اى برادر زاده ! عنان امر در دست خداست ، نه در دست على و معاويه ! !
جوانك در پاسخ عمرو چنين سرود :
آگاه باش هند ! اى خواهر قبيلهء بنى زياد ! عمرو قهرمان زيرك و زبردست روزگار است . و بسيار خوددار و قويدل مىباشد و تو گرفتار آنى .
چنان حيله مىكند كه خردها ، سرگردان مىشوند و ظاهر سازيهايش همچون مار صحرائى ، خطرناك و حيله گرند ! !
معاويه در عهدنامهء خود شرائطى بر عمرو تحميل كرده كه از خدعه و فريب او پرده برميدارد .
عمرو هم در مقابل شرطى پيشنهاد كرده كه جلوگير حيلهء او باشد ، هر دو نفر مكار و فريبكاراند .
( سپس خطاب به عمرو كرد ) : آگاه باش عمرو ! كه تو از روى واقع به حكومت مصر نرسيده اى و از آغاز رستگار نبودى ! !
تو دينت را به دنيا فروختى ، و در اين معامله زيان كردى ؛ لذا تو بدترين بندگان هستى ! !
تو هر چند در آغاز كار ، مصر را صاحب شدى ؛ ولى رسيدن تو به اين مقصود ، با دشواريهاى طاقت فرسا همراه خواهد بود .
بر معاويه وارد شدى همچون كسى كه بر قوم عاد وارد مىشود ؛ و در اين راه آنچه بدست آوردى باختى ، و با سيه روئى خود را محروم ساختى !
آيا تو ابو الحسن على ( ع ) را نشناخته اى ! و به آنچه از حق او به دشمن رسيد آگاه نشدى ؟ ! و بعد از او و همراهى با او عدول كردى و به سوى معاويه ، زادهء حرب
الغدير ( فارسي ) — صفحة 274
مساهمون: محمد تقي واحدي
ص٢٧٤