تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 272

مساهمون:

ص٢٧٢
آوريد و بدون اينكه تصور كنيد كه از مجلس اخراجتان نمودم ، از مجلس خارج - شويد . عمرو برخاست در حالى كه اين بيت را مىسرود :
« لعمرى لقد اعيى القرون الَّتى مضت لغشّ ثوى بين الفؤاد كمين »
ترجمه : بجان خودم قسم ، ناپاكى درون ، قرنهاى گذشته را خسته نموده است . و ابو الاسود به پا خواست ، و اين بيت را مىخواند :
« الا انّ عمرا رام ليث خفيّة و كيف ينال الذّئب ليث عرين »
ترجمه : آگاه باشيد ! عمرو آهنگ مزاحمت نموده ، نسبت به شيرى كه در كنام خود آرميده و حال آنكه چگونه گرگ خواهد توانست كه به شير شرزه برسد و به او زيانى برساند . مصدر اين بحث : تاريخ « ابن عساكر » ج 7 ص 104 - 106 .

22 - سخنى از ابو جعفر و زيد بن حسن .

ابو جعفر ، و زيد بن حسن گويند : معاويه در روز صفين از عمرو بن عاص درخواست نمود كه صفوف اهل شام را در مقابل سپاهيان عراق منظَّم نمايد ، عمرو گفت : مشروط بر اينكه حكم و فرمان من - در صورتى كه پسر ابى طالب كشته شود ، و بلاد عراق را مسخّر كردى - براى تو معتبر و نافذ باشد ! معاويه گفت : مگر نه اينست كه فرمان تو دربارهء حكومت مصر است ؟ عمرو گفت : مگر نه اينست كه حكومت مصر براى من در عوض بهشت است و كشته شدن پسر ابى طالب بهاى آتش دوزخ است كه از اهلش آنى جدا نمىگردد و پيوسته در دوزخ گرفتارند ؟ معاويه گفت : اى ابا عبد اللَّه ، فرمانى كه براى حكومت مصر به تو اعطاء كرديم در اعتبار خود باقيست ؛ اگر پسر ابى طالب كشته شود .