تو ، آهسته در اين باره سخن بگو ، مبادا اهل شام سخن تو را بشنوند .
در اين موقع عمرو خطاب به اهل شام نمود و گفت : اى گروه مردم شام ! صفوف خود را منظم كنيد ؛ جمجمههاى خود را به پروردگارتان بسپاريد و از خداى خود كه مىپرستيدش ، استعانت جوئيد ، و با دشمن خود نبرد كنيد ؛ آنها را بكشيد و دنباله شان را قطع كنيد و در مقابل مشكلات و پيشامدهاى جنگ صبور و بردبار باشيد ، همانا زمين از آن خدا است كه به هر كس از بندگانش بخواهد بهره مىدهد و فرجام كار به نفع اهل تقوى خواهد بود .
مصدر اين بحث : كتاب « صفين » ابن مزاحم ص 123 ، و شرح نهج البلاغه ابن - ابى الحديد .
اين سخن ، بزرگترين كلامى است كه بر ضعف دينى اين مرد ( عمرو ) دلالت مىكند . زيرا ، اين كلماتى كه عمرو ( در مقابل معاويه ) گفت ، مىرساند كه حق امير مؤمنان على ( ع ) را شناخته و تباهى و فساد كار مخالفين و مبارزين با او را تشخيص داده است با اينهمه مردم را به نبرد با آن جناب تحريص مىكند و حقيقت امر را بر مردم مشتبه مىسازد بنابر اين ، بايد دانست كه اين استدلال رد بر نظر و عقيده كسانى است كه عمل عمرو را از روى اجتهاد و يا عدالت او نيكو مىدانند ! !
23 - عمرو و برادرزاده اش
عمرو عاص ، برادر زاده اى ( 1 ) هوشيار و زيرك داشت از قبيله بنى سهم كه از مصر نزد او آمد و به او گفت : اى عمرو ! به من بگو ، كه تو در ميان قريش با چه عقيده و رأيى زندگى مىكنى ؟ ! دين خود را دادى و به دل آرزوى دنياى غير خودت را مىپرورانى ! !
آيا مىپندارى اهل مصر - كشندگان عثمان - ولايت مصر را به معاويه تسليم خواهند نمود و حال آنكه على ( ع ) زنده است ؟ ! !
هامش
( 1 ) در « شرح نهج البلاغة » ابن ابى الحديد ، پسر عمو مذكور است .