تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 265

مساهمون:

ص٢٦٥
اگر بخواهى ، من تو را به كلمه اى آگاه مىكنم كه بين ما و تو را متمايز مىسازد و قبل از اينكه جنگ بر پا شود ، كفر تو را اثبات مىكند به طوريكه خود بر عليه خود گواهى مىدهى و نمىتوانى مرا تكذيب كنى ! عمرو گفت : يا ابا يقظان ( اين كنيهء عمار است ) من براى اينكه گفتى نيامده‌ام بلكه از اين جهت با تو گرد آمدم كه تو را در ميان اين سپاه مطاع ديگران يافتم و به همين جهت خدا را به يادت آوردم تا اين گروه را از استعمال سلاح و جنگ باز دارى و خونشان را حفظ كنى ؛ من در اين راه كوشا هستم پس بر چه مبنائى با ما مىجنگى ؟ . آيا نه اينست كه ما نيز خداى يگانه را مىپرستيم و به همان قبله كه شما نماز مىگذاريد نماز مىخوانيم ؟ و همان را كه شما در دعايتان مىگوئيد ما مىگوئيم ، و همان كتاب را كه شما قرائت مىكنيد ، ما هم قرائت مىكنيم و برسول شما ايمان داريم ؟ عمّار گفت : حمد خدايرا كه اين اقرارها را به زبان تو جارى كرد كه من و يارانم داراى قبله و دينيم ، پرستش خداى مهربان را مىكنيم و معترف به پيامبرى محمّديم و كتابش را قبول داريم و اينهمه بخلاف تو و يارانت ! حمد خدايرا كه اقرار تو را به نفع ما قرار داد بخلاف تو و يارانت ؛ تو را گمراه و گمراه كننده قرار داد ، تو خود نمىدانى كه از راه يافتگانى يا گمراهان و از تشخيص واقع نابينا هستى ! اكنون به تو خبر مىدهم كه نبرد من و يارانم با تو بر چه مبنائى است . رسول خدا به من امر فرمود كه : با ناكثين ( پيمان شكنان ) نبرد كنم منهم نبرد كردم و امر فرمود كه : با قاسطين ( منحرفين از عدالت ) به نبرد برخيزم كه شمائيد ، امّا مارقين را ( آنان كه از دين خارج مىشوند ) نمىدانم آنها را درك خواهم كرد يا نه ؟ ! اى بلاعقب ! آيا ندانستى كه رسول خدا ( ص ) دربارهء على فرمود :