امّا على ، پس خداى او را به فضيلت و بلندى قدر و منزلت بر خلق برترى داد .
اگر شما دست از جنگ برداريد ، ما نيز جنگ را ناتمام وامىگذاريم و اگر جنگ را برانگيزيد سستى و شكست در ما نخواهد بود ؛ آنچه از آثار شوم جنگ بر ما و شما برسد ، باز گشت ندارد و همگان در معرض خطر خواهند بود .
كشتار عراق با كشتار شام در برابر يكديگر صورت گرفت و بهم تلاقى شد ولى براى حق و راستى باكى نداريم ، خداى ، مبارك نگرداند ( كار تو را ) در مصر ، كه شرى برانگيخى و از اين جام بهره مندى و نصيب تو جرعه اى بيش نيست ! .
اى عمرو ، سوگند به ستارگان كه تو از شر و فسادى كه در مصر به پا كردى ، بهره و غنيمتى نمىبرى و در روز پاداش هم بهره مندى ندارى .
- مصادر اين بحث :
« الامامة و السياسة » ج 1 ص 95 كتاب « صفين » ص 219 ، « شرح نهج البلاغة » ابن ابى الحديد ج 2 ص 288 .
و باز در اين زمينه اشعارى در كتاب « صفين » ابن مزاحم ص 300 مذكور است كه به بزرگ امّت ؛ ابن عباس نسبت داده شده است و اين اشعار شامل ذمّ و نكوهش و طعن بر عمرو مىباشد .
15 - ابن عباس و عمرو
عمرو بن عاص ، در سفرى كه به حج رفته بود عبورش بر ابن عباس افتاد و موقعيّت ابن عباس را در قلوب خلق و احترامى كه مردم برايش قائل بودند ، مشاهده نمود .
رشك و حسد در دلش شعله گرفت و به او گفت :
اى پسر عباس ! چرا هر وقت مرا مىبينى با حالتى ناخوش و در هم از من روى مىگردانى ؟ ! گوئى بين چشمانت جراحتى افتاده ، ولى هنگامى كه در بين گروهى از مردم قرار مىگيرى ، آثار ضعف و نادانى و وسواس در تو ظاهر مىگردد .
ابن عباس در جوابش گفت :