مىپردازد به خدا سوگند مقصود او اينست كه فردا دمار از روزگار ما برآورد و ما را به خاك هلاكت بنشاند اگر آنكس كه فيل را از خراب كردن خانه كعبه بازداشت جلو او را نگيرد ما را نابود خواهد ساخت » ( 1 ) .
گفتارى كه أمير المؤمنين درباره سخنرانى او با او داشت آنجا كه به او گفت « به خدا سوگند اى قيس سخنى بس نيكو گفتى » ما را كفايت مىكند و نيازى بديگر سخنان و هيچ ستايشى دربارهء او نداريم و همان گفته على ما را بس است ( 2 )
سخنى از زهد قيس
در اين قسمت از پژوهشهاى خود كه در شرح حال اين شخصيتها داده مىشود و كلماتى چند از زندگانى آنها مىنويسيم ، صرفا براى آن نيست كه سرگذشت ملتى را كه دورانش سپرى گشته بررسى كنم و از شخصيتهاى برجسته قرون گذشته يادآورى نمايم بلكه به اين مناسبت وارد اين مباحث شديم كه اندرزهاى مذهبى و فلسفه هاى اخلاقى ، حكمتهاى عملى ، نمودارهاى روحى ، مصالح اجتماعى و دستوراتى كه براى سير و تعالى و بالا رفتن بسوى بىنهايت قدرت و عظمت كه ذات پروردگار متعال باشد با برنامه هائى كه براى تربيت روحى و درسهائى براى آراستن به مكارم اخلاق ، همانهائى كه نبى گرامى براى اتمام و تحقق بخشيدن آنها برانگيخته شده است .
آنها را بررسى كنيم و بار ديگر در اجتماع خود زنده سازيم .
و در ضمن اين بررسى بنمونه هائى از خصوصيات نفسانى و مكارم اخلاق شيعه و پيروان عترت طاهره برخورد مىنماييم كه در برابر مخالفان و دشمنان عترت از آنها ظاهر گشته است و به خوبى ثابت مىشود كه افرادى چون قيس در خور آن هستند كه در راه خدا به آنها تا سى شود چه شايسته پيشوائى مىباشند و سزاواراينند كه در تهذيب نفس پيشرو و پيشواى بشر باشند و آداب اسلامى و اخلاق پسنديده را بمردم بياموزند
هامش
( 1 ) اين مطلب در ص 141 گذشت به آنجا مراجعه شود .
( 2 ) مراجعه شود به ص 130 .