تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 148

مساهمون:

ص١٤٨
معاويه نامه اى به قيس بن سعد نوشت و او را بنزد خود خواند و وعده هائى به او داده وى را تطميع كرد ، قيس در جواب او نوشت : نه به خدا قسم هيچگاه مرا نخواهى ديد مگر اينكه بين من و تو نيزه فاصله باشد . ( 1 ) يعقوبى در ج 2 ص 191 تاريخ خود گويد : حضرت امام حسن ( ع ) ، عبيد اللَّه پسر عباس ( عموى پيغمبر ) را با دوازده هزار تن به جنگ معاويه گسيل داشت و قيس بن سعد بن عباده انصارى را همراهش فرستاد و به عبيد اللَّه امر فرموده كه مطيع امر و رأى قيس باشد . سپس عبيد اللَّه به ناحيهء جزيره روانه شد و معاويه ، پس از اينكه از كشته شدن حضرت على ( ع ) آگاه شد ، به طرف موصل روى آورد ، تاريخ حركت معاويه هيجده روز بعد از كشته شدن حضرت على ( ع ) بود كه دو لشگر در مقابل هم بسيج شدند معاويه مبلغ يكمليون درهم با پيامى براى قيس فرستاد كه يا به ما ملحق شو و يا باز گرد ولى قيس پولها را برگرداند و گفت : مىخواهى با مكر و فريب مرا از دينم منحرف گردانى ؟ . گفته شده كه معاويه پيام را براى عبيد اللَّه فرستاد و يك ميليون درهم برايش قرار داد و او هم با هزار تن از سپاهيان خود به معاويه ملحق شد ولى قيس در نبرد با معاويه پايمردى نشان مىداد و معاويه پيوسته با دسيسه جاسوسانى به لشكر حضرت امام حسن مىفرستاد كه شايع كنند قيس با معاويه صلح نموده و همراه او شده و باز عده اى را هم به لشكر قيس فرستاد تا شايع كنند كه حضرت امام حسن با معاويه صلح نموده است . و در ج 2 ص 225 كتاب استيعاب از عروة نقل شده كه قيس بن سعد با حضرت امام حسن ( ع ) بود و در مقدمهء لشگر پنجهزار سپاه داشت كه همگى بعد از مرگ حضرت على ( ع ) سرها را تراشيده بودند و همپيمان با مرگ ، اما هنگاميكه
هامش
( 1 ) شرح ابن ابى الحديد جلد چهارم ص 14 .
الغدير ( فارسي ) — صفحة 148 | محمد تقي واحدي / جمعي از مترجمين / الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)