تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 147

مساهمون:

ص١٤٧
گردانيدند شب كه فرا رسيد معاويه قاصدى نزد عبيد اللَّه فرستاد و به او پيغام داد كه حسن بن على به من پيغام داده كه با او آشتى كنم و زمام امور را به من بسپارد اگر الآن بفرمان من درآئى خود فرمانده مىشوى و دستوراتت قابل پيروى است ولى اگر حالا بفرمان من در نيائى و متابعت نكنى بعدها بالاجبار بيعت خواهى كرد ولى آن روز فقط تابع و فرمانبردار خواهى بود و اگر حالا پاسخ مثبت به من بدهى هزار هزار درهم به تو مىدهم و قبلا بعنوان پيش قسط نصفش را برايت مىفرستم و هر گاه وارد كوفه شدم نصف ديگر را خواهم داد . عبيد اللَّه شبانه نزد معاويه رفت و وارد اردوگاه او گشت و معاويه هم وعده اى كه به او داده بود وفا كرد سحرگاه كه مردم از خواب حركت كردند منتظر خروج عبيد اللَّه بودند كه تا با او مراسم صبحگاه را اجراء نمايند و نماز صبح را بخوانند وقتى دنبال او رفتند او را نيافتند ، قيس بن سعد بن عباده نماز صبح را با آنان خواند و بعد از نماز برايشان سخنرانى كرد و آنان را در اطاعت از امام و پيروى از هدف خود پاى بر جا نمود و از حال عبيد اللَّه پرسيد و از وضع او كه مطلع شد مردم را به بردبارى و پايمردى و مقاومت و جهش در مقابل دشمن دستور داد و سپاهيان هم همگى اطاعت او را نموده و پاسخ مثبت به او دادند و گفتند : اى قيس دستور حمله بنام خدا صادر كن تا بر دشمن حمله نمائيم . قيس از جائى كه ايستاده بود پائين آمد و دستور حمله را صادر كرد ، بسر بن ارطاة در مقابل او صف آرائى كرده و با صداى بلند فرياد زد : اى مردم عراق اين فرمانده شما است كه نزد ما است و بيعت نموده و آن امام شما امام مجتبى است كه صلح نموده شما چرا خود را بكشتن ميدهيد . قيس بن سعد به آنان گفت يكى از دو كار را انتخاب نمائيد يا بدون وجود امام بجنگيد و يا بر گمراهى و ضلالت بيعت كنيد . پاسخ دادند بلكه ما بدون امام مىجنگيم از جاى خود بيرون آمده و حمله سختى نمودند و شامىها را به اردوگاه و سنگرهاى خود برگردانيدند .
الغدير ( فارسي ) — صفحة 147 | محمد تقي واحدي / جمعي از مترجمين / الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)