تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 124

مساهمون:

ص١٢٤
معايه دل ياران خود را از راه ديگر بدست آورد و آنها را از جانب قيس با نامه اى كه بسوى او نوشت و جوابى را از قول او درست كرد و ساختگى بر مردم شام خواند مطمئن ساخت تفصيل اين داستان خواهد آمد . قيس خود را در زيركى و تدبير برتر از همه و مقدم بر تمام نام آوران ميدانست و مىگفت : اگر نه اين بود كه از رسول خدا شنيدم مىفرمود : مكر و فريب در آتش است هر آينه من از مكارترين افراد اين امت بودم ( 1 ) و مىگفت : اگر اعتقاد اسلام من نبود حيله اى مىنمودم كه هيچ عربى تاب مقاومت در مقابل آن نداشته باشد ( 2 ) . بنابر اين شهرت يافتن قيس به دور انديشى و كاردانى با وصف پاى بندى او بدين و دفاعش از حريم مقدس شريعت و التزام كامل او در تطبيق ايده‌ها و نظرياتش با متون اسلامى و هم آهنگى افكارش با خواسته‌هاى پروردگار و خوددارى از مخالفت دستورات خداوند ، برترى او را از هر جهت و پيش آهنگى و ظهور شخصيت او را در بين سياستمداران و متفكرين و زيركان عرب ثابت مىكند و جز عبد اللَّه بن بديل هيچ يك از كاردانان و سياستمداران پنجگانه عرب با او برابرى نخواهند كرد ، علت اشتراك نامبرده با عبد اللَّه ابن بديل اين جهت است كه ايندو در ايده و افكارشان با يكديگر شريك بوده و از يك سرچشمه سيراب مىشدند و در التزام به آئين پاك حنيف اسلامى و خوددارى از پيروى هواهاى نفسانى و وقوف در مقابل فتنه‌هاى گمراه كننده همصدا بودند . سخن او به مالك اشتر ( مالك چه مالكى و تو ندانى مالك كيست ؟ ) نمودارى است از عقل سرشار و تدبير نيكو و انديشهء محكم و استوار و ايمان نيرومند او ، اين سخن از جمله كلمات نورانى و حكمتهاى تابندهء او است ، شيخ الطايفه شيخ طوسى اين سخن را در ص 86 « امالى » در ضمن حديثى طولانى نقل كرده است و گويد : مالك اشتر
هامش
( 1 ) اسد الغابه ج 4 ص 215 ، تاريخ ابن كثير ج 8 ص 101 . ( 2 ) الدرجات الرفيعه ، الاصابة ج 3 ص 249 .