آنوقت كه كارها روبراه شود زنده بمانم ؟ پاسخ داد : نه .
حضرت فرمود : من نميخواهم كه خداوند مرا مؤاخذه نمايد و باز خواست كند كه چرا او را در يك شب تاريك بر دو نفر مسلمان مسلط كرده و زمام امور آن دو را بدست او دادهام ؟ من هرگز گمراهان را يار و مددكار خود نخواهم گرفت ، لكن من كسى را به دو گسيل خواهم داشت ، و او را به روش حقى كه در دست دارم خواهم خواند ، اگر پاسخ مثبت داد ، او هم چون فردى از جامعه اسلامى است هر حقى كه براى سايرين است او نيز دارا مىباشد و هر چه را كه بقيه بايد بپردازند او نيز بايد بپردازد ، ولى اگر سرپيچى نمود و اطاعت نكرد كار او را به خدا واگذار كرده و حكم الهى را دربارهء او جارى خواهم ساخت .
مغيره از نزد آنحضرت مرخص شد در حالى كه با خود ميگفت : اى على او را به خدا واگذار و حكم خدا را درباره اش اجرا كن ! و در بين راه اين اشعار را با خود مىسرود :
نصحت عليا فى ابن حرب نصيحة
فرد فما منى له الدهر ثانيه
على را دربارهء فرزند حرب ( معاويه ) نصيحت نمودم او نپذيرفت و ديگر روزگار نخواهد ديد كه بار ديگر او را نصيحت كنم .
و لم يقبل النصح الذى جئته به
و كانت له تلك النصيحة كافيه
نصيحتى كه به او نمودم قبول نكرد و نپذيرفت و حال آنكه اين نصيحت او را بس بود و كافى .
و قالوا له : ما اخلص النصح كله
فقلت له : ان النصيحة غاليه
به او گفتند : تمام خير خواهىها از روى اخلاص و صفا نيست ولى من به او گفتم :
اين نصيحت و خير خواهى كه از روى صفا و پاكى است بسيار گرانبها است .
قيس كه از اين موضوع خبر دار شد از جاى حركت كرد و گفت : اى أمير المؤمنين مغيرة بن شعبه موضوعى را دربارهء شما اشاره كرد كه خداوند آن را نخواسته ، او قدمى جلو گذاشت و پائى عقب كشيد و كارى كرد كه اگر پيروزى بدست تو باشد و بر معاويه پيروز