تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 123

مساهمون:

ص١٢٣
دانسته و از نظر خرد و عقل ژرف بين و دور انديش از ديگران برتر و شايسته تر مييابيم . و بنابر اين تصديق خواهيد كرد كه آنچه را در جلد دوم « الاستيعاب » ص 538 و ساير كتب و نوشته‌ها ( 1 ) داير بر اينكه : قيس را يكى از افراد بارز و عالى مقام در ميان اكثرى از دانايان با مهارت و كاردان عرب از صاحب نظران و اهل تدبير و پلتيك در جنگ و موصوف به بزرگوارى و سخاوت بشمار آورده‌اند ما دون مقام شامخ و ارجمند او است ! حلبى در كتاب خود « سيره » گويد : هر كس بر آنچه كه بين او و معاويه رخ داد آگاهى يابد از وفور عقل و زيركى او دوچار شگفتى خواهد شد ! ابن كثير در جلد هشتم البداية ص 99 گويد : على ( ع ) او را بحكومت و استاندارى مصر بر گمارد و او با زيركى و سياست و حيله خود با معاويه و عمرو عاص برابرى و مقاومت نمود . ! امام دوم سبط پيامبر حسن بن على به عبد اللَّه بن عباس فرمانده لشكر خود كه بر دوازده هزار تن از سواران نامى عرب و دانشمندان مصر و قاريان قرآن سمت فرماندهى داشت سفارش ميفرمود كه در نبرد با معاويه در مواقع مهم به قيس مراجعه نمايد و با او مشورت كند و در سياست و اداره سربازان و سپاهيان راى و نظر او را به كار بندد . بطوريكه داستان آن خواهد آمد . وجود قيس در طرف على و امام مجتبى بار سنگينى بود بر دوش معاويه و يارانش . آن هنگام كه از مصر بمدينه برگشت ، مروان و اسود بن ابو البخترى او را تهديد كرده تحت فشار قرار دادند ، قيس به خدمت أمير المؤمنين پيوست . معاويه نامه اى خشم آگين به اسود و مروان نوشت و تذكر داد كه شما دو نفر على را بواسطه قيس و افكار عاليه اش كمك نموديد و كارى كرديد كه قيس به طرف على رود ، به خدا سوگند اگر شما صد هزار جنگجو بكمك على ميفرستاديد نزد ما از اين بدتر نبود كه قيس را وادار كرديد نزد على رود و كمك كار او باشد ( 2 ) .
هامش
( 1 ) اسد الغابه جلد چهارم ص 215 ، الاصابه ج 3 ص 249 ، تهذيب تهذيب جلد 8 ص 395 سيره حلبيه ج 2 ص 93 . ( 2 ) تاريخ طبرى جلد ششم ص 53 .