« گوئيا مىبينم گروهى را كه از مشرق زمين خروج كرده و طالب حق مىباشند امّا آنها را اجابت نمىكنند مجدّدا بر خواستههايشان تأكيد دارند ، امّا مخالفان نمىپذيرند . وقتى چنين وضعى را مشاهده مىكنند شمشيرها را بدوش كشيده و در مقابل دشمن مىايستند ، اينجاست كه پاسخ مثبت مىگيرند امّا اينبار خودشان نمىپذيرند تا اينكه همگى قيام مىكنند . . و درفش هدايت را جز به دست تواناى صاحب شما ( حضرت مهدى ( ع ) ) به كسى ديگر نمىسپارند كشتههاى آنان شهيد محسوب مىشوند امّا من اگر آن زمان را درك مىكردم ، خويشتن را براى يارى صاحب اين امر نگاه مىداشتم » .
چنان كه تفسير آن در روايت مربوط به اهل مشرق و درفشهاى سياه گذشت . . و همچنين در روايتى ديگر كه گذشت آمده بود :
« پس مبارزه مىكنند و پيروز مىگردند و به آنچه مىطلبند دست مىيابند امّا خودشان نمىپذيرند » .
اين روايت ، تا زمانيكه بر نهضت فعلى ايرانيان تطبيق مىكند . چگونه آن را توجيه كنيم به اينكه پيامبر ( ص ) و امامان از نهضتى آينده نسبت به ايرانيان خبر دادهاند و از انطباق بر نهضت موجود و آنچه پيش مىآيد چشمپوشى كنيم ! و آيا اين را بر همين نهضت و بر نهضت ديگر آنان كه مثلا داراى همين ويژگيها و شرائط سياسى ، بعد از قرنهاست تطبيق كنيم ! و آيا چنين تفسيرى را عقل سليم مىپذيرد ؟ .
و رواياتى را كه دربارهء قم و موقعيت جهانى آن شهر ، از زبان پيامبر ( ص ) و امامان ( ع ) نقل شده است ، چگونه به تأويل ببريم رواياتى كه دلالت دارد اين موقعيت ، نزديك ظهور حضرت مهدى ( ع ) و متّصل به ظهور آن بزرگوار خواهد بود . . همچنين بيانگر ظاهر شدن مردى موعود از آن شهر . و ياران باوفايش است كه نه از جنگ مىهراسند و نه خسته مىشوند . . و ما امروز وضع موجود اين شهر را مىبينيم كه تا ديروز با وجود حوزهء علميه در آن شهرى ضعيف بود و تأثير معنوى اين شهر محدود در حيطهء جهان تشيع و متدينيّن شيعه بوده است .
و اينك نام آن شهر و قيامش و روش و اسلوب آن و معرفى نمودن اسلام ، گوش جهانيان را پر مىكند ! برنامهريزىها و خطّ و مشى آن در قلوب مسلمانها و جوامع اسلامى سرايت كرده و رسوخ مىنمايد و علم و دانش از اين شهر به ساير مسلمانان جهان مىرسد .
عصر الظهور ( عصر ظهور ) ( فارسى ) ( 1382 ش ) — صفحة 265
مساهمون: الشيخ علي الكوراني العاملي
ص٢٦٥