بنابراين تا زمانيكه روايات واردهء در موقعيت و عظمت قم و انقلاب و نهضت آن و مرد وعده داده شده و برخاستهء از اين شهر ، بر انقلابى كه از قم آغاز شد و بر رهبرى آن ، امام خمينى و طرفداران وى انطباق داشته باشد آيا معقول است كه آن را به موقعيتى جهانى كه پس از دهها سال و قرن براى قم بوجود آيد و مردى از آنجا ظهور مىكند كه طرفداران و ياران وى و يا حكومت و انقلابش داراى اين صفات هستند . . تفسير كنيم و از آنچه كه موجود است صرفنظر كنيم ؟ !
اگر چنين مطلبى دربارهء مرد وعده داده شدهء از قم صحيح باشد ، چگونه در روايات مربوط به موقعيت جهانى وعده داده شدهء شهر قم مىتواند صحيح باشد ؟ و چه مىتوان كرد با دو روايتى كه دال بر وجود اين موقعيت ، نزديك ظهور حضرت و ادامهء آن تا ظهور ايشان است آنجا كه آمده : « و آن ( موقعيت ) نزديك ظهور قائم ماست ، خداوند ، قم و اهل آن را قائممقام حضرت حجت ( ع ) قرار مىدهد » « و آن در زمان غيبت قائم ما تا ظهورش خواهد بود » كه قبلا از بحار ج 60 ص 213 نقل شد .
حقيقت مطلب اين است كه بحث و مناقشه پيرامون دلالت برخى از روايات بر آنچه كه در قم و ايران اتفاق افتاده است و سعى در برگرداندن الفاظ واضح و روشن از ظاهر خودش و بطور كلى شكّ دلالت اين روايات و انطباق آنها بر حوادث گذشته و حال ، چيزى جز پيشداورى و حالت ضعف عقيده در تصديق پيامبر ( ص ) و اهل بيت طاهرين ( ع ) نمىباشد .
بلكه اگر منصفانه حكم كنيم بايد بگوئيم كه اگر از كلمات معصومين ( ع ) كه بطور تواتر اجمالى در روايات آمده اطمينان و يقين به اين معنا حاصل نشود مسلّما خالى از حالت شك و ترديد و جدل نخواهد بود . . از خداوند متعال مىخواهيم كه ما و همهء مسلمانان را از چنين حالتى حفظ فرمايد .
* * *
ظاهر شدن خراسانى و شعيب در ايران
روايات ، بيانگر اين است كه ، اين دو شخصيت از ياران حضرت مهدى ( ع ) بوده و مقارن ظهور آن حضرت از ايران ظاهر مىشوند و در نهضت ظهورش شركت مىجويند .
بطور خلاصه نقش آن دو ، چنان كه از منابع حديث اهل سنت و برخى از روايات شيعه