حضرت مهدى ( ع ) شده بود .
و اين مطلب قابل توجه است كه مراد ما از زمان ظهور حضرت ، مدت ده و يا بيست و يا سالهاى محدود نيست بلكه مقصود اين است كه حوادث و پيشامدهايى كه در روايات به آن تصريح شده كه آنها از مقدمات ظهور حضرت و متصل به آن هستند ، در حقيقت آغاز شده است بويژه ، دو واقعه از بين آنها :
اوّل : فتنهانگيزيهاى غرب و شرق كه همهء مسلمانها را دربر مىگيرد و فتنهء ديگرى كه در روايات به نام فتنهء فلسطين آمده كه زائيدهء شرارت و فتنهانگيزى ابرقدرتهاست .
دوّم : برپائى نظام اسلامى در ايران .
بنابراين مراد از زمان ظهور ، همان معناى متعارف گفتار ما يعنى عصر و زمان شكست اسرائيل و يا عصر انقلابها و يا زمان تجلّى اسلام است ، كه از آن بعنوان قرن ظهور و يا نسل معاصر ظهور نيز ، مىتوان نام برد . زيرا روايتى كه از امام باقر ( ع ) نقل شده است آن حضرت فاصلهء بين انقلاب ايرانيان و ظهور حضرت مهدى ( ع ) را به اندازهء عمر معمولى يك انسان بشمار آورده است آنجا كه فرمود :
« اگر آن زمان را درك كنم خويشتن را براى يارى صاحب اين امر نگاه مىدارم » .
رواياتى كه دالّ بر آغاز زمان ظهور باشد بسيار است ، مجموعهء اين روايات كه به نحو تواتر اجمالى وارد شده است ، در يك بررسى دقيق مىتواند در تطبيق بر عصر فعلى ما و پيشامدهايى كه اتفاق مىافتد ، باعث اطمينان گردد . بلكه مىتوان ادعا كرد برخى از اين روايات به تنهائى در حصول اطمينان به آغاز شدن زمان ظهور حضرت ، كافى است .
روايات فتنهء اخيرى را كه پيامبر ( ص ) از آن خبر داده است كه به زودى بر امّت آن حضرت وارد و داخل خانههاى مسلمانان مىشود و سپس در زمان ظهور حضرت مهدى ( ع ) آشكار مىگردد به چه چيز غير از فتنهء كر و كور غربى كه فتنهء فلسطينى نيز زاييدهء آن است مىتوان تفسير و توجيه نمود ؟ . فتنهاى كه در روايت تصريح به شام شده است :
« زمانيكه فتنهء فلسطين بوجود آمد ، در سرزمين شام نيز مانند برهم خوردن آب در مشك بوجود مىآيد » « 1 »
هامش
( 1 ) - نسخهء خطى ابن حماد ص 63 .