روشن مىشود اين است كه در آن زمان ايرانيان درگير جنگى نابرابر با دشمنان خويشاند و در اثر طولانى شدن آن جنگ ، سيد خراسانى را بعنوان سرپرستى امورشان انتخاب مىنمايند ، گرچه وى به اين امر چندان رغبتى نشان نمىدهد امّا با اصرار زياد آنان مىپذيرد و زمانيكه رهبرى ايرانيان را پذيرفت ، با ايجاد وحدت كلمه در صفوف نيروهاى مسلح ايرانى ، سردار رشيد خود شعيب بن صالح را به فرماندهى كل نيروهاى مسلح ، تعيين مىكند .
بدينترتيب خراسانى و شعيب جنگ را در مرزهاى ايران - تركيه - عراق هدايت و اداره مىنمايند و نيروهاى مستقر در شام خود را به پيش رانده و در همان زمان ، از دو جناح عراق و شام ، آمادهء پيشروى بزرگ بسوى فلسطين و قدس عزيز مىشوند .
در اين گيرودار ، سيد خراسانى با تغييرات و دگرگونيهائى در دو جبههء سياسى ، نظامى روبرو مىگردد كه عبارتند از :
الف - جبههء عراق كه زير تسلط و نفوذ سفيانى قرار گرفته و لشكريانش براى اشغال سرزمين عراق به حركت درمىآيند كه در بين راه و در منطقهاى بنام قرقيسيا با تركان ( روسها ) درگير مىشود ، چنان كه اين مطلب را در مبحث جنبش او يادآور شديم .
ب - جبههء حجاز ، كه حضرت مهدى ( ع ) از مكه مكرّمه ظاهر مىشوند و با آزادسازى شهر مكّه در آن مستقر مىگردند . در حالى كه حكومت حجاز در آن زمان توسط بقاياى خاندان فلان ، و نيروهاى قبايل بومى اداره مىشود .
آنچه از روايات استفاده مىشود ، اينكه چگونگى اعزام نيروهاى ايرانى به حجاز در اخبار وارد نشده است زيرا كه از دو جهت عملى نيست :
1 - به علت شرائط و جوّ سياسى جهانى و منطقهاى .
2 - اينكه حضرت مهدى ( ع ) با اين مسئله موافق نيست ، زيرا آن بزرگوار مأموريت دارد كه در مكه منتظر بماند تا سفيانى آهنگ آنجا نمايد و معجزهء فرورفتن در زمين كه پيامبر ( ص ) به آن خبر داده بوقوع بپيوندد و علامت و نشانهاى براى مسلمانان باشد .
البته احتمال دارد كه سيد خراسانى ، بخشى از نيروهاى خود را براى يارى امام زمان ( ع ) به مكّه مكرّمه گسيل دارد ، چون در روايات دارد كه آن حضرت بعد از قضيه فرورفتن نيروهاى سفيانى در زمين ، با لشكرى انبوه ، قريب به دوازده هزار تن از مكه خارج مىشوند نظر بهتر اين است كه اين نيروها متشكل از ياران خاص حضرت و مؤمنينى است كه موفق
عصر الظهور ( عصر ظهور ) ( فارسى ) ( 1382 ش ) — صفحة 267
مساهمون: الشيخ علي الكوراني العاملي
ص٢٦٧