نمىپذيرند . . تا آخر » « 1 »
آرى ، بنابراين تفسير ، دو نكته باقى مىماند :
نكته اوّل : اينكه از جملهء « و حق را مىجويند امّا پاسخ مثبت نمىشنوند » استفاده مىشود كه خواستههاى آنان در دو مرحله عنوان مىشود . آن دو مرحله كدامند ؟
اين دو مرحله را به سه طريق مىتوان پاسخ داد :
الف - اينكه تكرار عبارت ، بيانكنندهء اين مطلب است كه بر خواستههاى مشروع خود ، از دشمنانشان پافشارى مىكنند امّا اگر كسى در روايات رسيدهء از پيامبر ( ص ) و امامان ( ع ) دقت نمايد ، تكرار عادى را از آن بزرگواران بويژه در روايت مورد بحث ، بعيد مىداند .
ب - اين پاسخ كه شايد قوىترين آنها باشد اين است كه آنان در دو مرحله از انقلاب خود ، يكى قبل از جنگ ، خواستههاى خود را مطرح مىكنند كه مورد قبول واقع نمىگردد و ديگرى بعد از پيروزى در جنگ ، كه اينبار خودشان نمىپذيرند .
ج - اينكه در هردو مرحلهء از جنگ خود با دشمن مطالبهء حق مىنمايند به آنان اعتنا نمىشود ناگزير جنگ را تا پيروزى ادامه مىدهند ، در اين مرحله خواستههاى قبلى آنها عملى مىشود امّا آنان نمىپذيرند بدينسان انقلاب گستردهء آنان بوقوع مىپيوندد « تا اينكه قيام كنند » و در پى آن ، حضرت مهدى ( ع ) ظهور مىكند .
نكتهء دوم : معناى گفته امام ( ع ) « تا اينكه قيام كنند » كه از انقلاب آنان تعبير به خروج و از نهضت آنان بعد از ردّ خواستههايى كه عملى مىشد ، تعبير به قيام فرموده است ، دليل بر اين است كه اين قيام بمراتب برتر و با عظمتتر از خروج و انقلاب آنهاست . .
همچنين گوياى اين مطلب نيز هست كه اين مرحلهء پا گرفتن و تكامل اين انقلاب مىباشد كه ايرانيان در اين انقلاب به مرحلهء قيام همگانى و فتوا و دستور جهاد و بپاخاستن براى خداوند متعال . و ادامهء روش انقلابى در منطقهء نائل مىشوند كه خود مقدمهء ظهور مبارك حضرت مهدى ( ع ) مىباشد .
گاهى هم از تعبير « تا اينكه قيام كنند » نه « پس قيام مىكنند » چنين استفاده مىشود
هامش
( 1 ) - بحار ج 51 ص 83 .