مشاهدهء اين وضع مىخواهند خواستهء اوليه آنها را بدهند امّا مشروط به اينكه ، در ايران ، اسلام را حاكم سازند و دست به صدور انقلاب نزنند ، امّا ديگر دير شده و شرائط دگرگون گشته و ايرانيان زير بار اين معنا نمىروند . پس از آن ، انقلاب جديد مردم بوجود آمد « تا اينكه قيام كنند » و اين انقلاب بهمعناى ردّ نمودن آنچه را كه بعنوان امتياز به آنها داده بودند و همچنين تأكيد بر ادامهء حاكميت اسلام در جامعهاى بمراتب وسيعتر از ايران تلقّى مىشود . . و بعد از اين وقايع ظهور حضرت مهدى ( ع ) بوجود مىآيد و پرچم مبارزه را بدست وى مىسپارند . .
آنچه در تفسير دوم بگونهاى بهتر آمده اين است كه خواستههاى نهضت امام خمينى مانند خواستههاى انقلاب مشروطه و يا انقلاب آية اللّه كاشانى و مصدق نبوده ، بلكه از ريشه و اساس خواستههاى حكومت مشروع اسلامى به رهبرى علماء اسلام است .
امّا عبارت « و شمشيرها را بر دوش كشيدند » به نظر نزديك مىرسد كه تعبير از جنگ فعلى ، و يا آمادگى كامل براى جنگ باشد .
بعيد به نظر مىرسد كه اين جمله را بر مقاومت مردم ، با تظاهرات ميليونى و شهادتطلبى آنان ، در مقابل نظام پوسيدهء شاه بتوان تطبيق كرد ، زيرا مردم در آن برهه اسلحهاى در دست نداشتند كه بدوش كشيده و قيام نمايند ، بلكه نهضت و انقلاب آنان مسالمتآميز و با دست خالى و مشتهاى گره كرده بود . و بر فرض اينكه سقوط سربازخانهها و پادگانهاى شاه و بدست آوردن اسلحه را نيز توسط مردم به آن اضافه كنيم باز هم بوجود آمدن اين انقلاب تكيه بر عمليات نظامى نداشت و با توجه به زدوخورد مختصرى كه مردم با گارد ويژه شاه داشتند ، نسبت نقش عمليات نظامى در به ثمر رسيدن انقلاب اسلامى نسبت به ساير فعاليتهاى انقلابى كمتر از پنج درصد است . .
بعلاوه از سياق روايت چنين استفاده مىشود كه خروج و طرح خواستههاى آنها در يك نهضت و پشت سر هم انجام مىپذيرد نه اينكه طى مراحل زيادى و در طول صد سال اتفاق بيافتد .
علاوه بر اين ، اغلب عبارتهاى كامل اين روايت و روايات ديگر تصريح مىكند كه عكس العمل ايرانيان در برابر خواستههاى نخست خودشان ، بعد از وارد شدن آنان در جنگى نابرابر است كه در آن پيروز مىشوند مانند اين فقره « مطالبهء حق مىنمايند به آن دست نمىيابند به مبارزه برمىخيزند و پيروز مىشوند ، سپس پاسخ مثبت مىگيرند امّا
عصر الظهور ( عصر ظهور ) ( فارسى ) ( 1382 ش ) — صفحة 251
مساهمون: الشيخ علي الكوراني العاملي
ص٢٥١