« تحقيقا قيام مىكنند » نيز همين است و عبارت بعدى كه « گوئيا مىبينم گروهى از مشرق زمين خروج مىنمايند و طالب حقاند امّا آنها را اجابت نمىكنند ، محدّدا بر خواستههايشان تأكيد دارند ، امّا مخالفان نمىپذيرند وقتى چنين وضعى را مشاهده مىكنند . شمشيرها را بدوش كشيده در مقابل دشمن مىايستند ، اينجاست كه پاسخ مثبت مىگيرند ولى اينبار خودشان نمىپذيرند تا اينكه همگى قيام مىكنند »
اين حركت زنجيرهاى ايرانيان را مىتوان به جنبش آنان در انقلاب مشروطه در هشتاد سال قبل تفسير و تأويل نمود ، زيرا مردم خواستار اين بودند كه عدّهاى از علماء و انديشمندان اسلامى بر قوانين كشورى نظارت داشته باشند ، و آنچه را كه منطبق با دستورات اسلام نيست نقض نمايند ، نظام حاكم ، در ظاهر آن را در قانون اساسى 1906 ميلادى پذيرفت امّا در واقع نپذيرفته بودند ، سپس در نهضت آية اللّه كاشانى و مصدق در سال 1951 يكبار ديگر خواستار اين معنا شدند به آنان اعتنائى نشد و در اين مرحله بود كه آمريكا موفق شد با شكست انقلاب مردم ، شاه را كه آن روزها از ايران فرار كرده بود ، ديگربار به ايران بازگرداند ، مردم با مشاهدهء اين وضع سلاح برگرفته و در نهضت امام خمينى آمادهء ايثارگرى شده و با تظاهرات ميليونى در مقابل دشمن مقاومت كردند ، در اين مقطع نيز شاه و اربابانش سعى در برآوردن خواستههاى آنان داشتند بدينگونه كه به آنان گفته شد كه اجراى موادّى را كه قانون اساسى 1906 مبنى بر نظارت شش نفر از فقهاى اسلام را بر قوانين كشور عنوان نموده ، خواهند پذيرفت . مشروط به اينكه شاه همچنان بر مسند قدرت باقى بماند ، البته از ناحيهء برخى از علماء اين طرح پذيرفته شد ، امّا امام خمينى و تودهء ميليونى مردم ايران نپذيرفته و با ادامهء نهضت مقدس اسلامى به پيروزى بر استكبار جهانى دست يافتند و نظام اسلامى را در كشور خود حاكم نمودند . . مطمئنا آنان اين پرچم و درفش هدايت را در زمان ظهور حضرت مهدى ( ع ) به وى خواهند سپرد .
امّا تفسير بهتر اين است كه آنان « طالب حق مىباشند » از دشمنانشان ، كه ابرقدرتهاست به اينكه در شئون زندگى آنان دخالت ننموده و دست از اين مردم بردارند و بگذارند قوانين روحبخش اسلام را در كشورشان پياده كنند و از سلطهء آنها رها بوده و داراى استقلال باشند . . امّا به آنان اعتنا نمىشود ، تا آنكه آنها را مجبور به برگرفتن سلاح ، در جنگ با آنان نمايد كه مسلمانها در اين كشمكش و نبردها نيز به پيروزى مىرسند ، دشمنان با
عصر الظهور ( عصر ظهور ) ( فارسى ) ( 1382 ش ) — صفحة 250
مساهمون: الشيخ علي الكوراني العاملي
ص٢٥٠