كردهاند . و شايد روايتى را كه عدّهاى از صاحبان صحاح ، مانند ابن ماجه و احمد بن حنبل و ديگران نقل كردهاند كه « گروهى از مشرق زمين خروج مىكنند و مقدمات حكومت حضرت مهدى را فراهم مىنمايند » بخشى از همين روايت باشد .
اينك عين عبارت حديث به نقل از مستدرك حاكم :
« از عبد اللّه بن مسعود نقل شده است كه گفت : حضور پيامبر ( ص ) رسيديم ، حضرت با رويى گشاده و غرق از سرور و شادى با ما روبرو شد ، آنچه را كه از حضرت سئوال كرديم پاسخ دادند ، اگر ما ساكت مىشديم آن حضرت شروع به سخن مىنمود تا اينكه گروهى از جوانان بنى هاشم گذارشان از آنجا افتاد و امام حسن و امام حسين ( ع ) در بين آنان بودند ، تا چشم حضرت به آنها افتاد ، در پى آنان افتاد و دو چشمان آن حضرت پر از اشك گرديد . . عرض كرديم : اى رسول خدا ، همواره چيزى در چهرهات مىبينيم كه ما را ناراحت مىسازد ، حضرت فرمود : « ما خانوادهاى هستيم كه خداى سبحان آخرت را بر دنيا ، براى ما اختيار فرموده است ، به زودى بعد از من ، اهل بيتم در شهرها و سرزمينها پراكنده و آواره خواهند شد ، تا اينكه درفشهائى سياه از مشرق زمين به اهتزاز درآيد كه حق را مىطلبند ، اما حقوقشان را اداء نمىكنند ، آنان دست از حق برنمىدارند ، امّا اجابت نمىشود ديگربار درخواست مىكنند ، به آنان اعتناء نمىشود ، در اين صورت ، دست به مبارزه زده و به پيروزى دست مىيابند ، هرگاه كسى از شما و يا ذريّهء شما آن زمان را درك كرد بايد به پيشواى از اهلبيت من بپيوندد اگرچه با دشوارى ، بر روى برف سينهخيز برود ، آنها درفشهاى هدايتند كه آنها را بدست مردى از اهل بيت من مىسپارند ، كه نام وى مانند نام من و نام پدرش نام پدرم مىباشد ، او مالك زمين مىگردد و آن را پر از عدل و داد مىكند آنگونه كه از جوروستم پر شده است »
امّا در منابع روايتى ما ، اين حديث را سيد بن طاووس در كتاب ملاحم و فتن ص 30 و 117 و مجلسى در بحار ج 51 ص 83 از اربعين حافظ ابو نعيم ، روايت بيست و هفتم ، مربوط به آمدن حضرت مهدى ( ع ) از ناحيهء مشرق و مشابه اين را در بحار ج 52 ص 243 از امام باقر ( ع ) روايت كرده است كه فرمود :
« گوئيا مىبينم گروهى از مشرق زمين خروج مىنمايند و طالب حقاند امّا آنها را اجابت نمىكنند ، مجددّا برخواستههاشان تأكيد دارند ، امّا مخالفان نمىپذيرند وقتى چنين وضعى را مشاهده مىكنند شمشيرها را بدوش كشيده در مقابل دشمن مىايستند اينجاست كه
عصر الظهور ( عصر ظهور ) ( فارسى ) ( 1382 ش ) — صفحة 247
مساهمون: الشيخ علي الكوراني العاملي
ص٢٤٧