« اى احنف گوئيا وى را مىبينم ، با لشكرى راه مىافتد كه نه داراى غبار است و نه همهمهء جنگاوران و نه صداى چكاچك افسار مركبها و نه صداى شيههء اسبان ، با گامهايى شبيه گام شتر مرغ زمين را شيار مىنمايند » « 1 »
مرحوم سيد رضى بيان داشته است كه « آن حضرت با اين عبارات به فرماندهء زنگيان اشاره فرموده است . سپس حضرت ادامه داد : « واى بر راههاى آباد شما و بر خانههاى زيبايتان كه بالكنهايى چون بالهاى كركس و پيشانىهايى چون خرطوم فيل دارند ، از طرف كسانى كه بر كشتههايشان زارى نمىشود و غايبانشان مفقود نيستند »
امّا انقلاب زنگيان به رهبرى قرمطى در كتب تاريخ مشهور است و هر وضعيتى را كه امير مؤمنان ( ع ) براى آنان ذكر فرموده است بطور دقيق بر آنها منطبق است و اين انقلاب و نهضت در حقيقت عكس العمل ظلم و ستم و خوشگذرانى و بيدادگرى با بردگان و مستضعفان است . ازاينرو لشكريان او همه از بردگان سياهى مىباشند كه پياده بوده و مركبى را در اختيار نداشتند .
* * * اما حادثه خرابى بصره كه از نشانههاى ظهور حضرت مهدى ( ع ) است ، در بسيارى از روايات وارد شده است كه بصره از جمله شهرهاى مؤتفكه ( زيرورو شده ) است كه در قرآن مجيد آمده است ، يعنى شهرهايى كه با فرورفتن در زمين در اثر عذاب الهى دگرگون شده است كه از جملهء آنان شهر بصره است كه سه مرحله زيرورو شده و مرحلهء چهارم هنوز واقع نشده است .
در شرح نهج البلاغه ابن ميثم بحرانى آمده است كه گفت :
« زمانى كه امير مؤمنان ( ع ) از جنگ جمل فارغ شد ، منادى را أمر كرد كه اعلام دارد مردم از فردا به مدت سه روز در نمازها حاضر شوند و هيچكس بدون عذر حق سرپيچى و تخلف از آن را ندارد و كارى نكنيد كه با شما برخورد شود ! چون روز معين فرارسيد مردم اجتماع نمودند آنگاه حضرت در آن مكان حضور يافت و نماز صبح را در مسجد جامع با مردم به جماعت گذارد . بعد از پايان نماز ، حضرت ايستاد و در حالى كه پشت به قبله به ديوار
هامش
( 1 ) - نهج البلاغه خطبه 128 .