بنام عوف سلمى در سرزمين جزيره خروج مىنمايد كه جايگاه او تكريت و محل قتل وى مسجد دمشق مىباشد و بعد از آن شعيب بن صالح از سمرقند خروج مىكند و آنگاه سفيانى ملعون كه از ذريّهء عتبه پسر ابو سفيان است از منطقهء وادى يابس ( بيابان خشك ) خروج مىنمايد كه در هنگام خروج او حضرت مهدى ( ع ) مخفى است و پس از آن خروج مىنمايد » « 1 »
البته پيرامون اين شخص ( عوف ) روايت ديگرى را نيافتم . امّا آنچه كه در متن همين روايت دربارهء شعيب بن صالح آمده كه وى اهل سمرقند است مخالف با مطالبى است كه در مصادر روايتى شيعه مشهور است كه او از اهالى رى مىباشد ، مگر اينكه بگوئيم وى ، اصالة اهل سمرقند است ، و همچنين كيفيت خروج ايشان قبل از سفيانى را كه در جاى خودش ذكر نموديم .
ظاهرا عوف سلمى عليه حكومت سوريه قيام مىكند نه عراق و مدت كوتاهى قبل از سفيانى بسرمىبرد . امّا جزيره كه مركز جنبش و قيام اوست نام منطقهاى است در مرز عراق و سوريه و هرگاه لفظ جزيره بدون اضافه ذكر شود همين معنا از آن استفاده مىشود آنگونه كه در كتب تاريخ و حديث نيز چنين آمده است ، البته اين جزيره به نام جزيرهء ربيعه و جزيرهء ديار بكر نيز ناميده مىشود ، بنابراين از لفظ جزيره نمىتوان جزيرة العرب و يا جزيرهء ديگرى را لحاظ نمود مگر در صورت اضافه شدن اين كلمه . و ظاهرا معناى جملهء « و جايگاه وى تكريت است » اين است كه جايگاه او قبل از قيام و حركتش و همچنين بعد از شكست او و فرارش شهر تكريت خواهد بود كه امروزه يكى از شهرهاى معروف عراق است و آنچه كه اين مطلب را تأييد مىكند اين است كه تكريت نزديك منطقهء حركت او يعنى جزيره واقع شده است . و عبارات ديگرى كه در برخى از نسخهها « جايگاه وى بكريت و يا بكويت » آمده است در اثر اشتباه نسخههاست كه بجاى تكريت نقل شده است و مؤيد اين معنى اين است كه در بحار و غيبت طوسى فقط تكريت آمده است . روايت اشاره به اين معنا دارد كه او ( عوف سلمى ) در مسجد دمشق كشته مىشود يعنى در آنجا بوسيلهء ترور بقتل مىرسد و يا اينكه در آن محل دستگير و كشته مىشود ، بنابراين قضيهء خروج او از جملهء حوادث و
هامش
( 1 ) - بحار ج 52 ص 213 به نقل از غيبت طوسى .