تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي ) — صفحة 567

مساهمون:

ص٥٦٧
پادشاهان را ذليل كرد عرب را و عجم را ، و تمامت گردنكشان عالم گردن بنهادند و مطيع و منقاد امر او شدند . و خواسته ها گرد كرد و شهرها بنا كرد و عطاها بداد و سپاه او از مشرق تا لب جيحون برسيد ، و به سوى شمال تا به آذربايگان و دربند خزران ، و زمينها كه به سد يأجوج و مأجوج پيوسته است ، و سوى جنوب تا زمين سند ، و به سوى بحرين تا به عمان و كرمان و مكران برسيد ، و سوى شام تا حد روم برسيد ، و اين همه خلق او را فرمان بردند و گردن بنهادند ، و كاهلى به دو اندر نيامد به طاعت خداى عزّ و جلّ ، و صبر كردن او بر يك حال بود و هر روز سختتر و دشخوارتر بود . و شاعران از پس او مرثيتها كردند . و ايدون گويند كه آن روز كه او را به گور كردند از هوا آوازى شنيدند كه گفتند : [ شعر ] ليبك على الاسلام من كان باكيا * فقد اوشكوا هلكى و ما قدم العهد وادبرت الدّنيا و ادبر خيرها * وقد ملَّها من كان يؤمن بالوعد
تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي ) — صفحة 567 | محمد بن جرير الطبري / محمد روشن / بلعمي