تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي ) — صفحة 502

مساهمون:

ص٥٠٢

خبر گشادن مصر و اسكندريّه

عمر رضى الله عنه شام را به معاوية بن ابى سفيان داد و بفرمود كه هر سپاهى كه ترا به كار نيست و آسوده اند به عمرو ده . و عمرو بن العاص برفت بر راه فلسطين و روى به مصر نهاد و زبير بن العوّام را به دو فرستاد با سپاه مدينه . و عمرو نخست به حدّ اسكندريه آمد . و آنجا روستايى است نام او بلهيب ، آن روستا را غارت كرد و اسير و كشتن كرد . و ملك اسكندريه به حصار اندر شد . و عمرو سپاه به در حصار فرود آورد و چون دانست كه كار حصار دير دركشد ، آن غنيمت كه داشت ميان سپاه قسمت كرد . و آن بردگان و خمس خواسته همه سوى عمر فرستاد و بر در حصار بنشست و حرب همى كرد قرب پنج ماه تا ملك اسكندريه ستوه شد و كس فرستاد به عمرو و صلح خواست . عمرو گفت : يا مسلمان شويد يا جزيت بپذيريد . گفت : من بسيار كس را جزيت همى دادم از عجم و از روم ، اگر شما را نيز بايد دادن روا دارم و ليكن بر آن شرط كه هر كه را از اسكندريه اسير كرديد باز دهيد . عمرو گفت : از من بزرگتر اميرى هست و من فرمانبردار اويم تا از وى بپرسم . عمرو نامه كرد سوى عمر رضى الله عنه . جواب داد كه آن اسيران كه به مدينه فرستادى اينجا مردمان قسمت كردند و فروختند و بخشيدند ، گروهى به مكّه