تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي ) — صفحة 391

مساهمون:

ص٣٩١
چون بو بكر شنيد كه مسيلمه اندر حصار شد ، دانست كه او از آنجا بيرون نيايد تا شرحبيل بر در حصار باشد . [ 231 b ] و دانست كه بلاى عرب و مرتدان بر مسلمانى سختتر است زيرا كه ايشان تا در مدينه همى آمدند . خالد بن الوليد را با سپاه مسلمانان را به عرب مشغول كرد تا خالد از مرتدان بپرداخت و مالك بن نويره را بكشت . و اندر عرب نيز مرتدان آشكارا نماندند و آنگاه به مدينه آمد و بو بكر را بديد و هم آنگه باز گشت . بو بكر از پس او نامه كرد كه ترا با سپاه به در يمامه بايد شدن و با مسيلمه حرب كردن ، و شرحبيل خود با مسلمانان آنجا است . و ترا نيز سپاه ديگر فرستم . و شرحبيل را نامه كرد كه چون خالد بيايد فرمان او كن . و منادى فرمود تا بانگ كرد به مدينه كه هر كه سلاح بر تواند گرفتن سوى خالد رويد به يمامه به حرب مسيلمه ، و با دشمن دين حرب كنيد . و خلقى بسيار از مهاجر و انصار از مدينه بفرستاد سوى خالد به بطاح . و خالد چون سپاه مدينه به دو رسيد از بطاح برگرفت و سپاه تعبيه كرد . مهاجر و انصار جدا كرد . و قبايل عرب آنجا كه با او بودند تمامى سيزده هزار مرد عرض كرد ، و بر مهاجريان ابو حذيفة بن عتبة بن ربيعه را مهتر كرد بر يك گروه ، و بر گروهى ديگر زيد بن الخطَّاب برادر عمر را ، و بر انصار بر يك گروه ثابت بن قيس بن الشمّاس را و بر ديگر گروه البراء بن مالك ، و لواى مهاجريان اين دو تن را داد و لواى انصار آن دو تن را داد . و بر مقدمه عبد الله بن عمر را بيرون كرد ، و لواى خويش پيش وى براند ، و خويشتن را به قلب اندر جاى كرد ، و علامت پيش او . لشكر هم بر اين تعبيه همى راند تا در يمامه . و شرحبيل بن حسنه تا دو منزل پيش او آمد . مسيلمه دانست كه سپاههاى اسلام گرد آمدند . همه مردمان يمامه را و بنى حنيفه را گرد كرد و مهتر يمامه ابن اثال الحنفى را ، و نيز مردى بود اندر يمامه نام او نهار الرّجّال ، سوى پيغمبر آمده بود و قرآن آموخته . چون مسيلمه بيرون آمد و پيغمبر خبر او بشنيد كه مردمان يمامه همه متابع او شدند ، اين نهار الرّجّال را پيغام كرد تا مردمان را به مسلمانى خواند و قرآن بياموزاند و كار بر مسيلمه تباه كند . چون او به يمامه شد ، مسيلمه او را بنواخت و با خويشتن ياد كرد و گفت : من اين