تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي ) — صفحة 345

مساهمون:

ص٣٤٥
و پيغمبر را به خانه بگذاشته بودند مرده و روى پوشيده و كس به دو نپرداخت نه به شستن و نه به گور كردن . و بدان بيعت مشغول شدند تا ديگر روز . پس ديگر روز عمر مر بو بكر را به مزگت پيغمبر آورد و گفت : بسيار كس مانده اند كه بيعت نكرده اند تا بيعت تمام كنند . پس خلق به مزگت اندر گرد آمدند و بو بكر بر منبر پيغمبر شد و عمر از فرود بيستاد . نخست عمر خطبه كرد و گفت : اى مردمان ، خداى را شكر كنيد كه شما را بر بهترين شما گرد آورد بر بو بكر يار پيغمبر آنكه با وى به غار بود و با او هجرت كرده بود . و هر كه از شما او را بيعت نكرده است امروز بيعت كنيد . و اين روز را بيعة العامه خوانند . پس بو بكر مردمان را گفت من اين كار بدان پذيرفتم خواستم كه خلاف و داورى و خون ريختن و شمشير زخم نبود . و من امروز يكى از شما ام ، و از من گاه صواب آيد و گاه خطا ، چون صواب آيد خداى را شكر كنيد ، و چون خطا كنم مرا راه نماييد و دست گيريد و از آن خطا آگاه كنيد . و تا من به طاعت خداى در باشم مرا طاعت داريد ، و چون از او روى بتابم مرا طاعت مداريد . و شما از بيعت من بحلايد . و اكنون برويد و كار پيغمبر گيريد كه او مرده است تا حق او بگزاريم به شستن و نماز كردن و به گور كردن . و بو بكر از منبر فرود آمد و به خانهء پيغمبر شد تا او را بشويد و به گور كند با جمعى از ياران .