دوام و متعه نيست .
و اظهر اعتبار صحّت ازدواج بر تقدير عدم احرام است در حرمت ابديه ، يعنى شروط صحّت مثل ايجاب و قبول ، و شروط آنها يعنى شروط عدم حرمت ابديه مثل نكاح در عده كه از قبيل اجتماع دو سبب حرمت ابديه مىشود .
و وطى در حال احرام بعد از تحقق زوجيّت ، موجب حرمت زوجه نمىشود .
و احوط اتحاد حكم مرد و زن است ، بلكه خالى از وجه نيست ، يعنى آن كه زن محرِمه ازدواج نمايد با مرد غير محرِم ، حرام ابدى مىشود بر آن مرد ، مثل تزويج در عده يا تزويج ذات بعل ؛ و سائر احكام احرام كه مشترك بين مرد و زن است ، به قاعدهء اشتراك و غير آن .
حرمت ذات بعل
6 - حلال نيست صاحب شوهر براى غير شوهر ، مگر بعد از مفارقت او و انقضاى عدّه اگر صاحب عده باشد ؛ و همچنين كنيز تحليل شده ، بعد از انقضاى مدت تحليل و عدّه آن .
4 - استيفاى عدد
چهارم از اسباب تحريم ، استيفاى عدد است .
قسم اوّل حرمت اكثر از اربعهء دائميّه
بر آزاد حرام است به عقد دائم بيش از چهار زن در آورد . و از كنيزها ، بيش از دو در ضمن چهار ، حرام است بر آزاد ، پس جمع بين سه آزاد و دو كنيز نمىنمايد . و همچنين دو آزاد و سه كنيز ؛ بلكه تغيير چهار آزاد نمىشود الَّا به مثل دو كنيز و دو آزاد ، با رعايت شروط نكاح امه ، و شرط نكاح امه بر حره ، بر حسب آن چه سابقاً گذشت .
و بنده اگر چهار كنيز را به عقد دائم در آورد يا دو آزاد را يا يك آزاد و دو كنيز را ، زائد بر آنها به دوام بر او حرام است . و احوط در مردى كه بعض او آزاد است اين است كه در