و مانعى از وصايت مسلم از جانب كافر نيست در صورت اقتصار عملى بر محلَّلات در دين وصى و عدم استلزام تقويت كفر يا اعانت محرّمه بر محرّمات در دين وصى .
معتبر نيست در وصى ، ذكورت و بصر و عدم وارثيت ؛ پس جائز است ايصاء به زن و نابينا و وارث با اجتماع شروط سابقه .
[ بحث سوم ] مسائل مربوط به وصايت
وصيّت به دو نفر و مسأله استقلال و معيّت در تصرّف
اگر ايصاء كرد به دو نفر مثلًا و قرينه اى بر اعتبار اجتماع يا عدم آن نبود ، اظهر بحسب عبارت ، استقلال هر دو است در تصرفات و عدم اعتبار معيت و اجتماع ، چنانچه مستفاد از قيام معطوفْ مقام معطوف عليه است در صورت اشتمال عبارت بر عطف يكى بر ديگرى . و اگر شرط اجتماع كرد پس يكى قبول نكرد يا وفات كرد ، حاكم ضميمه مىنمايد امينى را در تصرفات .
جعل وصىّ و ناظر
و اگر يكى را وصى و ديگرى را ناظر قرار داد ، پس اظهر اناطهء تصرف وصى به رأى موافق ناظر است ، و جائز نيست تصرف ناظر به نحو استقلال . و اگر ناظر وفات كرد ، اناطهء تصرف وصى ، به نظر حاكم ، احوط است ؛ و همچنين اگر امتناع از مداخله كرد . و اگر وصى ، وفات نمود ، حاكم مداخله مىنمايد ، چه مطلق باشد وصايت ، يا مشروط به نظر ناظر خاص .
نزاع دو نفر وصى
اگر دو وصى منازعت كردند در صورت وصايت مجموع ، تصرف يكى نافذ است . و در ضروريات كه فوت مىشود تا زمان اصلاح امر دو وصى ، حاكم يا عدول مؤمنين در ظرف عدم تمكَّن حاكم ، مداخله مىنمايند ، از قبيل مأكول يتيم و كسوهء او ؛ و حاكم اجبار مىنمايد بر اجتماع بر صواب به نظر خودش ، و اگر ممكن نباشد تبديل مىنمايد هر دو يا يكى از آنها را به اصلح : پس اگر ممكن شد ضمّ صالح به يكى كه از آنها صالح و اصلح از